حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٣٦ - آيا قرائات توفيقى است؟
قاطعانه آنچه را كه درباره توقيفى بودن قرائات از پيامبر اكرم- ص- نقل كردهاند، نادرست بخوانيم[١].
قراء براى اثبات قرائت خود و نفى قرائت ديگران، به انواع استحسانات و قياسات سست و ضعيف متوسل مىشدند. اگر واقعا قرائات توقيفى بودند آنان مىبايستى در اين موارد به كلام پيامبر استناد مىكردند. چون كه اين سخن حجتى بود براى حل خصومات و ريشه اختلافات را مىسوزانيد. ليكن قراء همه كار كردند جز استناد به سخن پيامبر در موارد اختلاف.
همانطوركه خبر: قرآن يك قرائت دارد و از جانب خداى يكتا بر يك پيامبر نازل شده است ... تصريح به لهجه واحد براى قرآن مىكند و هر نوع انتساب تعدد قرائات به خدايا به پيامبر را نفى مىكند. و اگر اختلافى پيش آمده است از جانب «روات» به خاطر فراموشى، اراده تفسير، اشتباه در كتابت و غيره بوده است. لذا مذهب حقه جعفريه ملتزم به نزول قرآن بر يك لهجه بوده است و هيچگونه اختلافى را از جانب خداوند يا پيامبر در آيات نپذيرفته است. شيخ طوسى در اين باره مىگويد.
«معروف از مذهب شيعه و مشهور در ميان اصحاب، نزول قرآن بر حرف و قرائت واحد بر پيامبر واحد است». سپس قرائت طبق قراء را جايز دانسته مىگويد: «تا جايى كه به حد حرمت و منع نرسيده است اين قرائات اشكالى ندارد»[٢] روشن است مقصود شيخ جواز تبديل كلمات به يكديگر مانند: «اقبل» به «هلمّ» و تبديل اعراب و حركات نمىباشد بلكه تنوعات و قرائات غير مخل به معنا مراد است مانند: ادغام، روم، اشمام. قلب، اماله و مانند آن، و يا تبديل «سين» به «صاد» در «صراط» و «مالك» به «ملك» مىباشد. هر چند باز نص حقيقى قرآن يكى بيشتر نيست و اگر حقيقتا نصى ثابت گردد قرائت به خلاف آن جايز نيست مگر اين كه از جانب پيامبر- ص- يا معصوم- ع- رخصتى بدين كار برسد.
[١] رك: مشكل الآثار، ج ٤، ص ١٩٨. مناهل العرفان، ج ١، ص ١٤٤. القراءات القرآنية تاريخ و تعريف، ص ٧٩، ٨٠، ٨٤ و ٩١. آراء حول القرآن آية اللّه فانى، ص ٧٢. و النشر في القراءات العشر، ج ١، ص ١٠، ٢٨، ٤٦. ٥١ و ٥٢.
[٢] التبيان، ج ١، ص ٧.