حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢١٥ - توضيحى ديگر
كردند به سوى ما بيايند و از طريق ما به هدايت دست پيدا كنند[١]».
معناى روايت آن. است كه مردم حق هيچگونه دخل و تصرفى در آيات، اعم از تفسير- به رأى، تبديل به مترادف و غيره را ندارند بلكه بايد در تمام موارد به ائمه رجوع كرد.
١٠- از داود بن فرقد و معلى بن خنيس منقول است كه گفتند: ما نزد امام صادق- عليه السلام- بوديم و ربيعة الرأى هم با ما بود. امام- ع- درباره فضيلت قرآن سخن مىگفت. در سخنان خود فرمود: اگر ابن مسعود قرائتى مانند قرائت ما نداشته باشد و مانند ما قرائت نكند گمراه است. ربيعة الرأى گفت: آيا گمراه است؟!.
امام فرمودند: آرى، اما، ما طبق قرائت ابى بن كعب، قرآن را تلاوت مىكنيم[٢] امام- ع- قرائت خودشان را همان قرائت ابى بن كعب مىداند كه مطابق قواعد اعراب است و متعارف مىباشد. و هر قرائتى جز آن را گمراهى مىداند حتى اگر اين قرائت از عبد اللّه بن مسعود باشد. و اين بهترين دليل بر لزوم قرائت واحد است.
يكى ديگر از دلايل وحدت قرائت، نقلى است كه از عبد الرحمن سلمى رسيده است: قرائت ابو بكر، عمر، عثمان، زيد بن ثابت، مهاجرين و انصار، يكى بوده است[٣].
و يا روايتى از انس مؤيد ادعاى ماست: پشت سر پيامبر اكرم- ص- ابو بكر، عمر، عثمان و على- ع- نماز خواندم همه آنها قرائت مىكردند: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ»[٤].
١١- ابن جزرى، از: عمر بن خطاب زيد بن ثابت از صحابه و ابن المكندر، عروة بن الزبير، عمر بن عبد العزيز و عامر شعبى از تابعين نقل مىكند كه گفتند: قرائت سنت است كه بعدى از اولى فرا مىگيرد. لذا آنچنان قرائت كنيد كه به شما آموختهاند ...[٥].
ظاهرا مراد از گفتار بالا مخالفت با كسانى است كه قرآن را به دلخواه خود مىخواندند. كلمات آن را به مترادفات بدل مىكردند و تفسيرهاى خود را به آن مىافزودند و نقطه و اعراب آن را كم و زياد مىكردند و غير آن ...
١٢- از ابن مسعود منقول است كه گفت: قرائات را نزديك بهم يافتم. پس شما
[١] تفسير فرات، ص ٩١ و ٩٢. و وسائل، ج ١٨، ص ١٤٩ به نقل از: تفسير فرات.
[٢] الكافى، ج ٢، ص ٤٦٣. و وسائل، ج ٤، ص ٨٢١ به نقل از: كافى.
[٣] آراء حول القرآن آية اللّه فانى، ص ٥٣ و ٥٤. و آلاء الرحمن، ص ٣١ به نقل از: ابن الانبارى.
[٤] آلاء الرحمن، ص ٣١ به نقل از: ابى داود.
[٥] النشر فى القراءات العشر، ج ١، ص ١٧. و القراءات القرآنية تاريخ و تعريف، ص ٨٠.