حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ٢٠٥ - تبديل كلمات به مترادف آنها
قرآن را بر سه بخش به معناى پيشين گرفته و مقصود از آن را بيان مىكند»[١].
تبديل كلمات به مترادف آنها
يكى ديگر از اسباب نمو و رشد اختلافات، اجازه تبديل كلمهاى به مترادف آن از طرف عدهاى از قراء از جمله ابن مسعود است[٢] از ابن مسعود روايت شده است كه گفت:
اشكالى ندارد قسمتى از يك آيه را با قسمتى از آيه ديگر تركيب كرده و با هم بخوانيم. و يا اين كه اگر آخر آيهاى: «غفور رحيم» باشد به جاى آن «عليم حكيم» يا «عزيز حكيم» بگذاريم و قرائت كنيم. آنچه كه اشكال دارد اين است كه چيزى كه جزو قرآن نيست در قرآن داخل شود. و يا آن كه آخر آيه «رحمت» را با «عذاب» ختم كنيم[٣] گفته مىشود انس بن مالك هم اين كار را جايز مىدانست[٤].
و يا ابو هريره اجازه مىداد: «عليما حكيما» را به «غفورا رحيما» تبديل كنند.[٥] سفيان بن عيينه، ابن جرير، ابن وهب و خلائق نيز اجازه اين كار را مىدادند. ابن عبد البر، جواز اين كار را به اكثر علما نسبت مىدهد[٦]. همچنان كه جواز اين كار را به ابى بن كعب نيز نسبت مىدهند[٧]. از نمونههايى كه ذكر خواهيم كرد مىتوان استظهار كرد كه افراد زير نيز اين مذهب را باور داشتهاند:
[١] دراسات فى الكافى و الصحيح، ص ٣٤٤ و ٣٤٥.
[٢] رك: غريب الحديث، ج ٣، ص ١٦٠. تفسير التبيان ج ١، ص ٧. معجم الادباء، ج ٢، ص ٦٠. الاتقان، ج ١، ص ٤٦. الوافى، ج ٥ ص ٢٧٣ به نقل از: ابن اثير. الفائق، ج ٣، ص ٣٥٧. تفسير كبير، ج ١، ص ٢١٣.
مصابيح الانوار، ج ٢، ص ٢٩٧. التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ١٠٢. و ج ١، ص ٢٥٦ و ٢١١ به نقل از:
بعضى منابع بالا و به نقل از: النشر فى القراءات العشر، ج ١، ص ٢١. و تأويل مشكل القرآن/ ابن قتيبه، ص ١٩.
[٣] المصنف/ صنعانى، ج ٣، ص ٣٦٤.
[٤] البرهان/ زركشى، ج ١، ص ٢٢٢.
[٥] التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ١٠٣ به نقل از: الاتقان، ج ١، ص ٤٧.
[٦] مناهل العرفان، ج ١، ص ١٦٧ و ١٦٨ و ١٨٠. البرهان/ زركشى، ج ١، ص ٢٢٠. الاتقان، ج ١، ص ٤٦ و ٤٧. الجامع لاحكام القرآن، ج ١، ص ٤٢. البيان/ خوئى، ص ١٩٦ به نقل از: الجامع و از تبيان، ص ٣٩ و به نقل از: تفسير جامع البيان/ طبرى، ج ١، ص ١٨.
[٧] رك: التمهيد فى علوم القرآن، ج ٢، ص ١٠٢.