حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٨٩ - اختلاف لهجه ها
و يا ديگرى مىخواند: «نستعين» به كسر نون اين تلفظ به لغت تميم، ربيعه، اسد و قيس است[١] شايد قرائت منسوب به عمر هم از اين قبيل باشد: «الم لا اله الّا هو الحىّ القيام»[٢] ابن جزرى نقل مىكند: «... يكى مىخواند: «عليهم و فيهم» به ضم «هاء» و ديگرى مىخواند: «عليهمو و فيهمو» با وصل. و آن ديگرى مىخواند: «قد أفلح، قل أوحى و اذا خلوا الى شياطينهم» با نقل[٣].
از كعب بن مالك منقول است كه گفت: عمر شنيد مردى آيه را چنين مىخواند:
«ليسجننه حتى حين» عمر از آن مرد پرسيد: اين قرائت را از چه كسى فرا گرفتهاى؟
گفت: از ابن مسعود. عمر بدو گفت: چنين بخوان: «ليسجننه حتى حين ...» سپس نامهاى به ابن مسعود نوشت: «سلام عليك» اما بعد، خداوند متعال قرآن را به زبان عربى فصيح و آشكار قرار داد و آن را به لغت اين تيره از قريش نازل كرد. هنگامى كه نامهام به دستت رسيد قرآن را به لغت قريش به آنان تعليم بده نه به لغت هذيل[٤].
«ابن قتيبه» نقل مىكند: هذلىها چنين مىخوانند: «عتى حين» آنان به جاى «حاء» از «عين» استفاده مىكنند و در استعمالات خود به كار مىبرند. اسدىها چنين مىخوانند: «يعلمون، تعلم، تسوّد وجوه و أ لم اعهد» و حروف مضارعه را در تمام موارد با كسره مىخوانند و قبيله تميم به «همزه» مىخواند اما قريش اين كار را نمىكند.
سپس ابن قتيبه «اشمام» و عدم اشمام آنان را با نمونههايى بيان مىكند. و در پايان مىگويد: اگر هر قبيله بخواهد از لهجه خاص خود دست بردارد؛ لهجهاى كه از كودكى، نوجوانى، و بزرگسالى با آن انس گرفته است اين كار بسيار بر او سخت و گران خواهد بود و جز با تلاش و ممارست زياد امكانپذير نخواهد بود[٥].
[١] همان مدرك. و التمهيد، ج ٢، ص ٢٢. به نقل از: كتاب سيبويه، ج ٢، ص ٢٥٧.
[٢] مجمع الزوائد، ج ٧، ص ١٥٤. به نقل از طبرانى. اكذوبة تحريف القرآن ص ٢٢ به نقل از:
المصاحف، ص ٥١، ٥٢ و ٩١ به هفت طريق. كنز العمال، ج ٢، ص ٣٧٦ به نقل از: ابى عبيد در:
الفضائل. عبد بن حميد، سعيد بن منصور، ابن المنذر، حاكم و ابو داود و ابن الانبارى هر دو در: المصاحف.
[٣] مناهل العرفان، ج ١، ص ١٥٦.
[٤] كنز العمال، ج ٢، ص ٣٧٧ به نقل از: ابن الانبارى در: الوقف و خطيب در تاريخ خود. تفسير قرطبى، ج ١، ص ٤٥ به نقل از: ابو داود. البيان آية اللّه خوئى، ص ٢٠٣. به نقل از: تبيان، ص ٦٥.
الفائق، ج ١، ص ٣٩١. و فتح البارى، ج ٩، ص ٢٤.
[٥] مناهل العرفان، ج ١، ص ١٥٥ و ١٥٦ به نقل از: ابن قتيبه. النشر، ج ١، ص ٢٢ و ٢٣ به نقل از: ابن قتيبه. التمهيد، ج ٢، ص ٩٩ و ١٠٠ به نقل از: تأويل مشكل القرآن، ص ٣٩ و ٤٠. و تاريخ القرآن الصغير، ص ١٠٩ به نقل از: المرشد الوجيز ابى شامه، ص ١٠١.