حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٦٧ - انجمن مقابله و تصحيح
انجمن مقابله و تصحيح
علاوه بر كارهاى بالا انجمنى هم متصدى مقابله نسخ مصاحف بوده است تا در آن حتى المقدور تحريف سهوى يا عمدى رخ ندهد و از صحت آيات مكتوب اطمينان حاصل گردد. از ابو الاحوص نقل است كه گفت: «... گروهى- يا عدهاى- از ياران پيامبر- ص- در خانه ابو موسى مصاحف را براى مقابله عرضه مىكردند. عبد اللّه برخاست و خارج گشت ...»[١] و يا عبد اللّه بن هانى بربرى مولاى عثمان مىگويد: نزد عثمان بودم در حالى كه آنها مصاحف را براى مقابله بر يكديگر عرضه مىكردند. عثمان مرا با شانه گوسفندى كه بر آن آياتى بود نزد ابى بن كعب فرستاد. بر اين استخوان آيات زير نگاشته شده بود:
«لم يتسنّ».
و: لا تبديل للخلق.
و: فامهل الكافرين.
ابى ابن كعب، دوات خواست و يكى از «لام» ها را حذف كرده نوشت: «لخلق اللّه» و «فامهل» را پاك كرده «فمهّل» نوشت. همچنين يك «هاء» به نون لم يتسن افزود. و نوشت: «لَمْ يَتَسَنَّهْ»[٢].
و يا از «ابن زبير» منقول است كه گفت: عثمان مصاحف را جمع كرد. و مرا نزد عايشه براى گرفتن مصحف وى فرستاد. من هم رفتم، مصحف[٣] را آوردم. پس از مقابله و اطمينان از يكدستى آيات و نبودن اختلافى، عثمان دستور داد مصاحف ديگر پاره شوند[٤]. ليكن در اينجا روايت ديگرى از طحاوى داريم كه ماجراى جمعآورى و مقابله قرآن را به نقل از زيد بن ثابت به گونه ديگرى نقل مىكند: نخست قرآن را براى ابو بكر بر قطعات پوست، استخوان شانه و پوست درخت نوشتند. پس از مرگ ابو بكر عمر اين آيات متفرق را در يك صحيفه نوشت. و اين صحيفه نزد حفصه باقى ماند، تا آن كه ماجراى
[١] طبقات ابن سعد، ج ٢، قسم ٢، ص ١٠٤.
[٢] الاتقان، ج ١، ص ١٨٣ به نقل از: ابن الانبارى در المصاحف، به نقل از: ابى عبيد.
[٣] شايد درست: صحف باشد به قرينه ضمير در عليها:« فجئت بالصحف فعرضناها عليها».
[٤] الاتقان، ج ١، ص ١٨٤ به نقل از: ابن اشته در المصاحف.