حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٦ - اشاره اى به رأى شيعه در باب تحريف
ابو يعلى ميلاد طوسى و ابو القاسم رازى[١].
ابن قاسم مىگويد: رافضىها بر تكفير صحابه اتفاق دارند و ادعا مىكنند: قرآن دگرگون شده است و از طرف صحابه در آن زياد و كم شده است.[٢] و سرخسى از زبان رافضىها نقل مىكند كه آنها مىگويند: آيات زيادى نازل شده بود كه به امامت على- ع- تصريح مىكرد ولى اين آيات به دست ما نرسيده است[٣].
و يا متعصب ديگرى را مىبينيم[٤] كه قول به تحريف را به طبرسى، كلينى و قمى نسبت مىدهد. به دليل اين كه اين بزرگان رواياتى را كه گفته مىشود دال بر تحريف است، در كتب خود روايت كردهاند. در صورتى كه اين روايات يا تفسيرند يا تأويل و يا آن كه منظورشان از تحريف، نوع ديگرى از تحريف است كه به خواست خدا به آن اشاره خواهيم كرد.
بعد همين شخص از نسبت دادن اين اعتقاد به اهل سنت ابا مىورزد و نمىخواهد عين اين روش را نسبت به محدثين اهل سنت و علماى اهل ملتش به كار ببرد. با اين كه آنان چندين برابر احاديث ما در كتب خود حديث نقل كردهاند و احاديث صريحتر و غيرقابلتوجيهترى را روايت نمودهاند.
اشارهاى به رأى شيعه در باب تحريف
شيخ صدوق (متوفى ٣٨١ ه- ق) كه در كتب خود روايات تحريف را ثبت كرده است از موضع شيعه سخن مىگويد بدون اشاره به نظريّه مخالفى مانند كلينى و قمى در حالى كه چنين اشخاصى اگر مخالف باشند نمىشود مخالفتشان را ناديده گرفت.
شيخ مىگويد: «اعتقاد ما آن است كه: قرآن نازل بر محمد- ص- از سوى خداوند همان ما بين الدفتين و قرآن ميان مردم است ... تا آنجا كه گويد: و هركس به ما نسبت دهد كه ما مىگوييم قرآن بيش از آنچه موجود است بوده است، دروغگو
[١] الفصل، فى الملل و الاهواء و النحل ج ٤، ص ١٨٢.
[٢] الالمام ج ١، ص ٣٣.
[٣] اصول سرخسى، ج ٢، ص ٦٩.
[٤] ر ك: الشيعة و السنة، ص ١٣٦. الامام زيد، ص ٣٥١. و الامام الصادق، ص ٣٣١، ٣٢٧، ٣٣٤، ٣٣٥ و ٣٣٧. هر دو كتاب از ابو زهره است.