حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٥ - تعصب و افترا
اين امور ادله قاطع و براهين روشن لازم است نه ظنون و اخبار آحاد.
به اضافه اشكالات ديگرى كه اين گونه احاديث دارند از جمله: از حيث دلالت، شرايط صدور، اهداف و منظور از اين گونه احاديث و ديگر مسائل كه طى اين بحث و لو به طور جزئى ان شاء اللّه روشن خواهد گشت.
نقل روايت دليل بر اعتقاد به مضمون آن نيست
از جمله واضحات است كه نقل روايتى به معناى اعتقاد راوى به مضمون آن نيست و اگر كسى در كتابش روايتى را كه گفته مىشود دال بر تحريف است آورد، نمىتوان اعتقاد به تحريف را به وى نسبت داد. وگرنه بايستى بخارى، مسلم، اصحاب صحاح، اصحاب مجامع حديثى، ديگر ائمه حديث، عمده فقها و علماى اهل سنت و حتى علماى غير اهل سنت، از قائلين به تحريف باشند؛ چون كه جميع اين افراد، اخبار تحريف را در كتب خويش روايت كردهاند و در صحاح خود وارد نمودهاند. در حالى كه مسئله قطعا چنين نيست؛ زيرا كه محدث- كه بايستى در نقل خود امين باشد و مطمئن به مرويات خود- سعى مىكند هر چه بيشتر احاديث مورد نظر را با ملاحظه اسنادش در كتاب خود جمع كند بدون آن كه در صدد مناقشه در مفهوم احاديث برآيد. محدث اين كار را به اهل علم و متخصصين واگذار مىكند. چون كه هيچگونه اهليّتى در اين زمينه ندارد و نمىتواند به طور منطقى روايت را تجزيه و تحليل كند. و اگر جز اين بود لازم مىآمد تمام راويان و ناقلين اخبار و ديگر مؤلفين به صرف اين كه چنين اخبارى را در كتابهاى خود وارد كردهاند، به متعارضات و آنچه كه مخالف مذهب و معتقداتشان است معتقد باشند! و اين حرفى است كه هيچ شخص عاقل و منصفى نمىزند.
تعصب و افترا
با اين حال، «هر دم از اين باغ برى مىرسد» و عدهاى كه خود را منسوب به علم و علما مىكنند در حالى كه از پيروان هوا و هوس مىباشند اين مسأله بديهى را فراموش كرده، ساز ديگرى كوك مىكنند و ادعا مىكنند: تبديل قرآن و افزايش در آنچه از قرآن نبوده است به قرآن و كم شدن مقدار زيادى از قرآن، همه اينها از گذشته تا كنون از اعتقاد اماميه بوده است. و فقط سه نفر اين اعتقاد را نداشتهاند: شريف مرتضى و دو يار او: