حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٢٠ - جمع آورى قرآن توسط على(ع)
«معتزلى حنفى» درباره امام امير المؤمنين (ع) مىگويد: «همگان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند كه امام- ع- در زمان پيامبر- ص- قرآن را حفظ مىكرد- هنگامى كه ديگرى جزوى اين كار را نمىكرد- و امام نخستين كسى بود كه قرآن را جمعآورى كرد»[١].
از امام باقر- ع- در اين باب روايت شده است: هيچكس از مسلمانان جز على- عليه السلام- وصى پيامبر، قرآن را جمعآورى نكرد[٢]. منابع تاريخى، مصحف على- عليه السلام- را بر اساس ترتيب نزول مىدانند[٣] از امام نقل شده است كه: «اگر به من فرصت داده مىشد، مصحفى را كه به املاء پيامبر نوشته بودم در اختيار مردم قرار مىدادم[٤].
ابو العلاء عطار و الموفق، خطيب خوارزمى از علىّ بن رباح نقل مىكنند كه:
«پيامبر- ص- به على- عليه السلام- دستور تأليف قرآن را داد. و امام هم قرآن را نوشت و تأليف نمود[٥]». و حتى گفته شده است كه: نخستين تأليفى كه در اسلام صورت گرفت جمعآورى قرآن كريم به وسيله امير المؤمنين (ع) بود[٦] و يا آن كه نقل شده است كه: على- عليه السلام- قرآن را شش ماه پس از وفات پيامبر- ص- جمعآورى كرد[٧].
از امام باقر- ع- روايت شده است كه: «تنها كسانى كه قرآن را طبق نزول آن حفظ كردند. و جمع نمودند على- عليه السلام- و ائمه بودند. و جز اينان هر كه ادعاى حفظ قرآن را بر اساس نزول آن داشته باشد دروغگو است[٨]». از خود امير المؤمنين در اين باره نقل
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد معتزلى حنفى، ج ١، ص ٢٧.
[٢] تفسير قمى، ج ٢، ص ٤٥١. بحار الأنوار، ج ٨٩، ص ٤٨ به نقل از: تفسير قمى، وافى، ج ٥، ص ٢٧٤ از: قمى و تفسير الصراط المستقيم، ج ١، ص ٣٦٦( حاشيه)
[٣] الاتقان، ج ١، ص ٧٢ به نقل از: ابن ابى داود. تاريخ الخلفاء، ص ١٨٥. تفسير القرآن العظيم ابن كثير، ج ٤( ذيل صفحه ٢٨ و در حاشيه، ص ٢٩)، و تأسيس الشيعة لعلوم الاسلام، ص ٣١٧ و ٣١٦.
[٤] مناقب آل ابى طالب، ج ٢، ص ٤١ و بحار، ج ٨٩، ص ٥٢ به نقل از: مناقب آل ابى طالب.
[٥] همان مدارك.
[٦] اعيان الشيعة، ج ١، ص ٨٩. و معالم العلماء، ص ٢.
[٧] رك: مناقب ابن شهرآشوب، ج ٢، ص ٤٠ و ٤١.
[٨] بصائر الدرجات، ص ١٩٣. الكافى، ج ١، ص ١٧٨. تفسير البرهان، ج ١، ص ٢٠ و ١٥، البيان آية اللّه خوئى، ص ٢٤٢ و ٢٤٣. الوافى، ج ٢،« كتاب الحجة» باب ٧٦، ص ١٣٠ كنز العمال، ج ٢، ص ٣٧٣ و فواتح الرحموت در حاشيه المستصفى، ج ٢، ص ١٢.