حقايقى مهم پيرامون قرآن كريم - عاملى، جعفر مرتضى؛ مترجم سيد حسن اسلامي - الصفحة ١٠ - نمونه هاى روشن
همراه آن «بسم اللّه الرحمن الرحيم» هم ساقط شد. و ثابت شده است كه سوره برائت به اندازه سوره بقره بوده است»[١].
و باز «حذيفه» درباره سوره برائت مىگويد: «ما تقرءون ربعها» و در روايتى ديگر دارد: «الا ثلثها»[٢] يعنى: حتى يك ربع اين سوره را نمىخوانيد. و در روايتى ديگر دارد: جز يك سوم اين سوره را نمىخوانيد.
٣- از «ابن عمر» نقل شده است كه: «ليقولن احدكم قد اخذت القرآن كله، و ما يدريه ما كله؟ قد ذهب منه قرآن كثير، و لكن ليقل قد اخذت منه ما ظهر».
«از شما كسانى هستند كه مىگويند همه قرآن را فرا گرفتيم در حالى كه نمىدانند همه قرآن چقدر است؟ بدرستى كه آيات بسيارى از قرآن از ميان رفته است. و ليكن صحيح آن است كه بگويند: آنچه از قرآن آشكار است فرا گرفتيم»[٣].
٤- از «ثورى» نقل شده است كه: «بلغنا: ان اصحاب النبى- ص- الذين كانوا يقرءون القرآن، اصيبوا يوم مسيلمة فذهب حروف من القرآن»[٤].
«به ما رسيده است كه: اصحاب پيامبر- ص- كه قاريان قرآن بودند در جنگ با مسيلمه به شهادت رسيدند و حروفى از قرآن از ميان رفت». روايتى به همين مضمون از عمر بن خطاب نقل شده است[٥].
و از «ابن شهاب» نقل شده است كه «بلغنا: انه كان قد انزل قرآن كثير؛ فقتل علماؤه يوم اليمامة الذين كانوا قد وعوه، و لم يعلم بعدهم، و لم يكتب. فلما جمع أبو بكر، و عمر، و عثمان القرآن، و لم يوجد مع احد بعدهم ..»[٦].
[١]« ان اولها لما سقط، سقط مع البسملة فقد ثبت انها كانت تعدل سورة البقرة». الاتقان، ج ١٠، ص ٦٥. همچنين رك: البرهان زركشى، ج ١٠، ص ٢٦٣. و الايضاح ابن شاذان، ص ٢١٣ و ٢١٤.
[٢] مجمع الزوائد، ج ٧، ص ٢٨، از طبرانى در« الاوسط» نقل مىكند و مىگويد: رجال اين حديث ثقه هستند. مستدرك حاكم، ج ٢، ص ٣٣١. الدر المنثور، ج ٣، ص ٢٠٨. به نقل از: طبرانى، حاكم، ابن ابى شيبه، ابى الشيخ و ابن مردويه. الاتقان، ج ٢ ص ٢٦. و نيز رك: اكذوبة تحريف القرآن، ص ٣٠. به نقل از: منابع بالا و به نقل از: روح المعانى، ج ١، ص ٢٤. و از مصنف ابن ابى شيبه، ج ١٠، ص ٥٠٩.
[٣] الاتقان، ج ٢، ص ٢٥. البيان، ص ٢٢١ به نقل از: الاتقان. الدر المنثور، ج ١، ص ١٠٦ به نقل از:
ابى عبيد و ابن الضريس و ابن الانبارى در المصاحف و مناهل العرفان ج ١ ص ٢٧٩.
[٤] الدر المنثور، ج ٥، ص ١٧٩ المصنف عبد الرزاق، ج ٧، ص ٣٣٠.
[٥] الايضاح لابن شاذان، ص ٢١٥ و ٢١٦.
[٦] كنز العمال، ج ٢، ص ٣٧٠ و منتخب آن در حاشيه مسند احمد، ج ٢، ص ٥٠. به نقل از: ابى داود. كتاب سليم بن قيس، ص ٩٩، احتجاج، ج ١ ص ٢٢٢. مقدمه تفسير البرهان، ص ٤٠ و ٤١. بحار، ج ٨٩، ص ٤١. البيان آية اللّه خوئى، ص ٢٢٢ و ٢٢٣.