علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٠ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
پس از وی زنده بود. از نظر برخی راویان مهر امکلثوم چهل هزار درهم و از نظر برخی چهار هزار درهم و از نظر برخی دیگر پانصد درهم بوده است. مفید پس از ذکر این نقلهای مختلف تصریح میکند که پدید آمدن این همه اختلاف، حدیث را از اعتبار ساقط میکند.[١]مفید در ادامه بحث خود دو وجه در تحلیل این رخداد، در صورت ثبوت، و دلیل وقوع آن با استفاده از آیات و روایات و مبانی پذیرفته شده شیعه مطرح کرده است.[٢]
٣ ـ ٤. دستاویز مخالف نشدن حدیث
یکی از قراین عدم صدور حدیث، استناد نکردن افراد یا گروههای ذی نفعِ مخالفِ گوینده آن به حدیث، با وجود اراده کافی برای نقل و استناد است. این یک شیوه عرفی و عقلایی است که افرادی که با هم منازعه دارند، به سخنان طرف مقابل علیه خود وی و به نفع خود استناد میکنند. شیخ مفید در نقد شعری با مضمون اظهار پشیمانی امیرالمؤمنین از قضیه حکمیت ـ که ابراهیم نظام به آن حضرت نسبت دادهـ[٣] ابتدا به نقد تاریخی آن پرداخته و میگوید:
این شعر بیشبهه قابل انتساب به آن حضرت نیست. زیرا بالضروره میدانیم که آن حضرت اعتقاد خود بر مصیب بودنش در امر تحکیم را آشکار میکرد و به گمراه شمردن کسانی که حضرت را تخطئه میکردند، تصریح مینمود و بر این پایه با خوارج نبرد کرد و گردن چهار هزار نفر را زد...[٤]
مقصود شیخ مفید، آن است که در صورت صحت شعر یاد شده و پشیمانی حضرت از قضیه حکمیت، نبرد با خوارج ـ که به بهانه اقدام حضرت به پذیرش حکمیت و عدم پشیمانی از آن با آن حضرت جنگیدند ـ معنا ندارد. شیخ مفید در دنباله نقد خود میگوید اگر شعر یاد شده از حضرت امیر مومنان صادر شده بود، بهترین دستاویز برای دشمنان و مخالفان حضرت اعم از خوارج و بنی امیه و عثمانیه بود که در نقد آن حضرت میتوانستند بدان توسل جویند؛ کاری که صورت نگرفته و نشانه نادرستی انتساب شعر به حضرت است.[٥]
سخن آخر
در پایان، یادآور میشود نقدهای شیخ مفید بر احادیث، در مواردی نیازمند آسیبشناسی است. نگارنده در پژوهشی که در آغاز نوشتار از آن یاد شد، به این بحث نیز پرداخته است که به دلیل اختصار نوشتار حاضر از آوردن آن خودداری شد. باری روشهای اعتبارسنجی و نقد حدیث شیخ مفید، نه تنها از نظر مطالعات تاریخ حدیث و کلام شیعه اهمیتی شایان دارد که با اندکی بازنگری و بازسازی از ارزش کاربردی امروزین نیز برخوردار است.
[١]. الافصاح، ص ٧٢ و ٧٣. در بارۀ ابراز پشیمانی و تأسف خلفا ر.ک: الکافئة، ص ٤٦ به بعد؛ الغدیر، ج ٧، ص ١٧٠ و منابعی که معرفی کرده است.
[٢]. رسالة عدم سهو النبی، ص ٢٢.
[٣]. همان، ص ٢٤.
[٤]. المسائل السرویة، ص ٨٨ ـ ٩٠.
[٥]. ر.ک : همان، ص ٩٠ به بعد. برای نمونه دیگر ر. ک : الافصاح، ص ٢٢١.