علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٣ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
این مضمون در روایتی غیر معمولٌبه و غیر مرضیالاسناد آمده است. (نقد سندی)
اخبار صحیح بر خلاف آن است. وی برای نمونه دو حدیث در این باره نقل کرده است.[١] (نقد با حدیث)
کتاب خدای متعال مقدم بر احادیث است. و در تشخیص احادیث درست از نادرست داوری با آن است. هر چه قرآن حکم کند، همان حق است، نه جز آن. وی سپس به برخی آیات درباره نفی انتساب افعال انسان به خدا استناد کرده است.[٢] (نقد با قرآن)
وی هم چنین در نقد حدیثی با مضمون صحّت وقوع سه طلاق در یک مجلس ـ که فقیهی حنفی به آن استناد کرده ـ[٣] مراحل زیر را پیموده است:
ابتدا میگوید حدیث مورد نظر نزد ناقدان اخبار ثابت نیست و تنها ضعفا آن را نقل کردهاند و ثابت از حدیث ابن عمر مضمونی مخالف با رأی عامه (در صحت سه طلاق در یک مجلس) دارد[٤] و احادیث جز این برساخته است و دست کم با هم تقابل دارند و هر دو حدیث ساقطاند و ما باید به موجب قرآن و مدلول سنت مراجعه کنیم. مفید در مرحله بعد میکوشد با تبیینی از حدیث وجه جمعی با رأی خاصه در باب طلاق ارائه کند. آن گاه در استدلالی دیگر میگوید خبر واحد است و صدق آن مقطوع نیست و در مقام تعارض با قرآن، قرآن مقدم است. آن گاه میافزاید که روایت نبوی صحیح السند از امام باقر از ابنعمر با روایت مورد ادعا تعارض دارد.[٥] دست آخر آن که الفاظ حدیث ابن عمر (مورد استناد عامه)
[١]. همان، ص ٥٣.
[٢]. ر.ک: همان، ص ٥٣ ـ ٥٥.
[٣]. الاعتقادات، صدوق، ص ٢٩. حدیث در التوحید و دیگر آثار صدوق و تحف العقول، ص ٤٢١ آمده است: حدثنا عبد الله بن محمد بن عبد الوهاب، قال : أخبرنا أحمد بن الفضل بن المغیرة قال : حدثنا منصور بن عبد الله بن إبراهیم الإصبهانی، قال : حدثنا علی ابن عبد الله، قال: حدثنا أبو شعیب المحاملی عن عبد الله بن مسكان، عن أبی بصیر، عن أبی عبد الله: «إن أفعال العباد مخلوقة خلق تقدیر لا خلق تكوین» (التوحید، ص ٤١٦، ح ١٥؛ ر. ک : همان، ص ٤٠٦).
خلق تقدیر، علم ازلی خدا به اندازههای افعال معنا شده است. (ر. ک : همان جاها ). ظاهرا صدوق این تفسیر از خلق تقدیر را از حدیث زیر برگرفته است: «عن حمدان بن سلیمان، قال : كتبت إلى الرضا أسأله عن أفعال العباد أمخلوقة هی أم غیر مخلوقة؟ فكتب: «أفعال العباد مقدرة فی علم الله عز وجل قبل خلق العباد بألفی عام» (التوحید، ص ٤١٦(.
شیخ مفید در نقد دیدگاه صدوق، در ضمن نقدهای یاد شده، میگوید: «در زبان عرب شناخته نیست که علم به یک شیء (به معنای) خلق آن باشد. اگر آن گونه بود که مخالفان حق گفتهاند، واجب میآمد که کسی که به پیامبر علم دارد، خالق او باشد و آن کس که به آسمان و زمین علم دارد، آفریننده آن دو باشد...» (تصحیح الاعتقادات، ص ٤٢ و ٤٣ ). در عبارت بالا مفید منکر کاربرد خلق به معنای علم شده است. این در حالی است که مفید خود در تفسیر حدیث «ان الله تبارک و تعالی خلق الارواح قبل الاجساد بالفی عام» (معانی الاخبار، ص ١٠٨)، پس از واحد و غیر قطعی شمردن صحت حدیث ـ که البته خود نیز آن را در الامالی (ص ١١٣، ح ٦) نقل کرده ـ آفرینش پیشین ارواح را به معنای «خلق تقدیر» در علم خدا گرفته است. عبارت وی این است:
«إن ثبت القول فالمعنى فیه: إن الله تعالى قدر الأرواح فی علمه قبل اختراع الأجساد، و اخترع الأجساد، ثم اخترع لها الأرواح، فالخلق للأرواح قبل الأجساد، خلق تقدیر فی العلم كما قدمناه، و لیس بخلق لذواتها كما وصفناه» (المسائل السرویة، ص ٥٢ و ٥٣). در عبارت بالا مفید پذیرفته است که آفرینش ارواح به معنای خلق تقدیر در علم خداست. گفتنی است که سید مرتضی در پاسخ به پرسشی درباره این حدیث سخنی دارد که میتواند مؤیدی بر دیدگاه شیخ صدوق باشد. وی میگوید: « اگر مقصود از خلق، انشا و پدید آوردن افعال باشد، نمیتوان افعال انسانها را مخلوق خدا دانست، امّا اگر مراد از خلق، تقدیر (اندازه کردن) باشد، که تابع فعلیت نیست، میتوان گفت که افعال بندگان مخلوق خداست. هم چنان که لغت شناسان مقدر (اندازه کننده) ادیم (چرم) را خالق آن می نامند. اگر چه ادم فعل دیگری است». وی به ابیاتی نیز در این باره استشهاد کرده است. (رسائل المرتضى، ج ١، جوابات المسائل الطبریة، ص ١٣٥ و ١٣٦).
[٤]. از جمله حدیث زیر: «وقد روی عن أبی الحسن علی بن محمد بن علی بن موسى الرضا ـ صلوات الله علیهم ـ : أنه سئل عن أفعال العباد، فقیل له: [هل هی] مخلوقة لله تعالى؟ فقال : لو كان خالقا لها لما تبرأ منها. و قد قال سبحانه: )أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ ( (سوره توبه، آیۀ ٣)، ولم یرد البراءة من خلق ذواتهم، و إنما تبرأ من شركهم وقبائحهم» ) تصحیح الاعتقاد، ص ٤٢، منبع دیگری برای این حدیث نیافتم). شایان ذکر است که مقصود از گزارش نقدهای مفید در اینجا و مواضع دیگر مقاله، لزوماً پذیرش آنها نیست، بلکه نشان دادن روشهای نقد و چگونگی استدلال و استنتاج و شیوههای کاربرد معیارهای نقد در حدیثپژوهی وی است.
[٥]. تصحیح الاعتقاد، ص ٤٢ ـ ٤٥.