علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٥ - درنگی در تأویل روایات
آن كه آن ائمه اهل معرفت و علمای باللّه كلام شریف خود را طوری جامع ادا كنند كه هر طایفهای به حسب مسلک خود خوشهای از آن خرمن بچیند. و هیچ یک از آنها حق ندارند منحصر كنند معنای آن را به آنچه فهمیدند؛ مثلاً از این حدیث شریف میتوان یک معنای عرفی عامیانه كرد كه موافق با ظهور لفظ و استظهار عرف است، مثل آن كه معنای اعرفوا اللّه باللّه آن است كه خداوند را به آثار صنع و اتقان آن ـ كه آثار الوهیت است ـ بشناسید، چنان که پیغمبر را به رسالت او و آثار متقنه دعوت او، و اولوالامر را به كیفیت اعمال او، از قبیل امر به معروف و عدالت باید شناخت. پس، از آثار هر یک پی باید برد به خود آنها. و این منافات ندارد با آن كه معنای لطیفتری داشته باشد كه آن به منزله بطن آن باشد، و از آن نیز معنای لطیفتری [داشته] باشد كه بطن بطن باشد. و بالجمله، قیاس كلام اولیا را به كلام امثال خود مكن، چنان که قیاس خود آنها را به خود كردن امری است باطل و ناروا. و تفصیل این اجمال را و نكته آن را نتوانم اكنون شرح داد.
و از غرایب امور آن است كه بعضی در مقام طعن و اشكال گویند كه ائمه هدی، فرمایشاتی را كه میفرمایند برای ارشاد مردم باید مطابق با فهم عرفی باشد، و غیر از آن از معانی دقیقه فلسفیه یا عرفانیه از آنها صادر نباید شود. و این افترایی است بس فجیع و تهمتی است بسیار فظیع كه از قلت تدبر در اخبار اهل بیت و عدم فحص در آن، با ضمیمه بعض امور دیگر، ناشی شده است.
فوا عجبا! اگر دقایق توحید و معارف را انبیا و اولیا تعلیم مردم نكنند، پس كی تعلیم آنها كند؟ آیا توحید و دیگر معارف دقایقی ندارد و همه مردم در معارف یكسان هستند؟ معارف جناب امیر المؤمنین با ما یكسان است و همین معانی عامیانه است، یا آن كه فرق دارد؟ و تعلیم آن لازم نیست، سهل است، حتی رجحان هم ندارد! یا هیچ یک نیست و ائمه اهمیت به آن ندادند؟ كسانی كه آداب مستحبه خواب و خوراک و بیت التخلیه را فرو گذار ننمودند، از معارف الهیه كه غایت آمال اولیات غفلت كردند؟ عجبتر آن كه بعضی از همین اشخاصی كه منكر این معانی هستند، در اخباری كه راجع به فقه است و مسلم است كه فهم آن موكول به عرف است، یک مباحثه دقیقهای تشكیل میدهند كه عقل از فهم آن عاجز است فضلا از عرف! و آن را به ارتكاز عرف نسبت دهند! هر كس منكر است، به مباحثی كه در باب «علی الید»، و امثال آن از قواعد كلیه، خصوصا در باب «معاملات»، است رجوع كند.[١]
فقیه متأله آیةالله جوادی آملی نیز در ضرورت تأویل و دریافت معانی باطنی روایات میگوید:
سخن رسول اکرم، مانند قرآن کریم، ظاهری دارد و باطنی، تنزیلی دارد و تأویلی،
[١]. «فأولوا كلماتهم علی العلوم البشریه الیونانیه، و هذا غیر صحیح؛ لأن ألفاظ الكتاب والسنه علی المعانی الاصطلاحیه و توقف هدایه البشر علی تعلمها ـ بعد بداهه جهل عامه الأمه بتلک الاصطلاحات الا قلیلا منهم ـ مساوق لخروج كلام الله تعالی و كلام رسوله عن طریقة العقلاء و احالتهم تكمیل الامة الی من یعلم الفلسفة الیونانیة و هذانقض غرض البعثة و هدم آثار النبوة و الرسالة و هو ظلم دونه السیف و السنان» ( ابواب الهدی، ص ٤).