علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦١ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
دادههای آثار متنوع پیشینیان وجود نداشته باشد. احادیث ارزیابی و نقد شده توسط وی نیز موضوعات مختلف کلام، فقه، تفسیر، تاریخ اسلام و سیره معصومان را شامل است. به نظر میرسد که این گستردگی و تنوع برخاسته از چند عامل و زمینه است. جامعیت علمی، زعامت دینی ـ که مقتضی پاسخگویی به پرسشهای مختلف بوده است ـ قرار گرفتن در عصر تدوین احادیث و تنقیح مبانی حدیثی، ارتباط و تعامل با گروههای مختلف فکری، نفی عمل به خبر واحد اسباب زمینهساز این امر بودهاند. نگاهی به تنوع آثار و بویژه گوناگونی «جوابات المسائلها (= پاسخ نوشتارها)ی مفید مؤید این مطلب است».[١]
تأکید بر ضرورت نقد احادیث موجود
یکی از ویژگیهای مهم حدیثپژوهی شیخ مفید، تأکید بر ضرورت نقد احادیث مدون در منابع حدیثی است. از نظر او منابع حدیثی آکنده از اخبار واحد است که محتمل صدق و کذباند و بازشناسی سره از ناسره آنها نیازمند اجتهاد و تعقل و به کارگیری «نظر»[٢] است. شیخ مفید این مبنای خود را به گونههای مختلف و در مواضع متعدد، بویژه در نقد عمومی محدثان و آثار ایشان، باز نموده است؛ از جمله در جایی تصریح کرده است:
اصحاب حدیث (محدثان)، غث وسمین را نقل میکنند و در نقل بر (حدیث) معلوم (و قطعی) بسنده نمیکنند و درباره آنچه نقل میکنند، دارای تأمل و کاوش و اندیشه و شناخت نیستند. در نتیجه، احادیث آنان مختلط است که جز با تأمل در اصول و تکیه بر نظر ـ که (انسان را) به علم به صحت منقول میرساند ـ نمیتوان به بازشناسی درست از نادرست آن احادیث پرداخت.[٣]
از نظر مفیدع حدیثپژوهی محدثان هم در حوزه اعتبارسنجی و ارزیابی احادیث و هم در فقه الحدیث دارای اشکالات اساسی است؛ برای نمونه در این باره نوشته است:
أصحابنا المتعلقین بالاخبار أصحاب سلامة و بعد ذهن و قلة فطنة یمرون على وجوههم فیما سمعوه من الاحادیث و لا ینظرون فی سندها، و لا یفرقون بین حقها و باطلها، و لا یفهمون ما یدخل علیهم فی إثباتها، و لا یحصّلون معانی ما یطلقونه منها.[٤]
بهرهگیری از روشها و معیارهای متعدد در نقد حدیث
بنا بر آنچه پیشتر یاد شد، مفید در فرایند نقد حدیث از روشها و معیارهای متعددی بهره گرفته است.
[١]. مجموع مؤلفهها و مختصات حدیثپژوهی مفید به پایگیری مکتب یا رهیافتی مستقل در حدیث انجامید که توسط شاگرد برجسته وی، سیدمرتضی، بسط و تعمیق یافت. مکتب حدیثی مفید و سیدمرتضی بر پایه شخصیت علمی این دو و غلبه مبانی معرفتشناختی و عناصر روششناختی کلامی در آن، برای تمایز با رهیافت حدیثی محدثان و رهیافت حدیثی شیخ طوسی، مکتب حدیثی متکلمان یا رهیافت متکلمانه به حدیث نامیده میشود، ویژگی پایهای این مکتب، نفی حجیت خبر واحد است. مکتب حدیثی متکلمان تا پیدایش مکتب حله یکی از مکتبهای رایج در حوزههای علمی شیعه بوده است. نگارنده در نوشتاری مستقل به بازشناسی وجوه این مکتب پرداخته و مکتوب حاضر برگرفته از همان نوشتار است.
[٢]. أوائل المقالات، ص ٤٤، گفتار ٧.
[٣]. چنان که باب مستقلی از اوائل المقالات را به تبیین عقاید خود در پرتو احادیث اهل بیت قرار داده است. عنوان باب یاد شده این است: «باب وصف ما اجتبیته أنا من الاصول نظرا و وفاقا لما جاءت به الآثار عن أئمة الهدى من آل محمد و ذكر من وافق ذلک مذهبه من أصحاب المقالات» (همان، ص ٥١).
[٤]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص ٨٨.