علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٣ - مأخذشناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی
نیز، ابن حجر تنها روایات فردی را نمیپذیرد که منکر یکی از ضروریات دین باشد؛ در غیر این صورت هر فردی از هر مذهبی که راستگوی در کلام و اهل تقوی و ورع باشد، روایتش پذیرفته است.[١] بر همین اساس، سیوطی نام راویانی که از اهل سنّت نیستند، لیکن بخاری در صحیح خود از آنها روایت نموده، گردآورده است.[٢] لذا حتّی اگر رجال راوی این روایت را که بزرگان اهل سنّت چون ذهبی، به علوّ قدر و رفعت منزلت برخی از آنها معترفاند، به مصداق «کل حزب بما لدیهم فرحون»[٣]، مبتدع بخوانند، باز از اصالت و حجیّت روایت مذکور در اثبات اصل نزول سورۀ﴿هَلْ أَتَى٦٤٨٣٠; در شأن اهل بیت چیزی کاسته نمیشود.
٤. اختلاف نظر در میان صاحب نظران اهل سنت
مجعول دانستن این دسته از روایات و اصل فضیلت مزبور، در بین خودِ علمای عامه نیز بی جواب نمانده و برخی از بزرگان اهل سنت، به این گفتار ها پاسخ گفتهاند.
خودِ ابن جوزی نخستین کسی است که به نقض گفتار خویش پرداخته و با وجود این که در کتاب موضوعات، این روایات را از مجعولات شیعه دانسته، در کتاب تبصرهاش در وصف اهل بیت چنین سروده است:
دلم در هوای ولایت علی میتپد و ایمانم محبت اوست.... اگر مناقب علی را نشنیدهای، فضایلش را در سوره ﴿هَلْ أَتَى٦٤٨٣٠; جستجو کن که همین یک فضیلت برای وی کفایت میکند.[٤]
از دیگر کسانی که به نقد گفتار ابن جوزی در کتاب الموضوعات پرداختهاند، نوه وی، معروف به سبط ابن جوزی است که در پاسخ به جدش، مینویسد:
اگر گفته شود این روایت را جدّ تو در کتاب موضوعاتش آورده و درباره آن گفته است: «اشعار منسوب به اهل بیت در این روایت، اشعاری عاری از فصاحت است که با شان ایشان سازگار نیست. نیز بعید است که حضرت امیر و فاطمه زهرا اطفال خردسال خویش را از طعام بازدارند. همچنین در سند آن اصبغ بن نباته قرار دارد که به لحاظ رجالی متروک الحدیث است». در پاسخ میگوییم:
اولاً. این گونه نحوه بیان در اشعار رجزگونه معمول است و ایرادی متوجه ابیات
[١]. «تلقی القمیین من أصحابنا أحادیثه بالقبول، إلا أن العمدة فیه ملاحظة أحوال القمیین، وطریقتهم فی الجرح والتعدیل، وتضییقهم أمر العدالة، وتسرعهم إلى القدح والجرح والهجر والاخراج بأدنى ریبة كما یظهر من استثنائهم كثیرا من رجال نوادر الحكمة، وطعنهم فی یونس بن عبد الرحمن مع جلالته وعظم منزلته، وإبعادهم لأحمد بن محمد بن خالد من قم لروایته عن المجاهیل واعتماده على المراسیل، وغیر ذلک مما یعلم بتتبع الرجال . فلو لا أن إبراهیم بن هاشم عندهم بمكان من الثقة والاعتماد لما سلم من طعنهم وغمزهم بمقتضى العادة، ولم یتمكن من نشر الأحادیث التی لم یعرفوها إلا من جهته فی بلده» (فوائد الرجالیه، ج ١، ص ٤٦٤).
[٢]. الرواشح السماویة، ص٨٢ .
[٣]. الغیبة، ج ١، ص ٣٩٤.
[٤]. خلاصة الاقوال، ص٤٣٢.