علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٧ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
إن وجدنا حدیثا یخالف أحكام العقول اطرحناه لقضیة العقل بفساده[١].
نمونهای از نقد احادیث با مبانی کلامی، نقد احادیث با مضمون سهو النبی است که مفید در ضمن پرداختن به نقد سندی و رجالی، به نقد کلامی آنها پرداخته است. وی میگوید:
اگر جایز باشد که پیامبر ـ که امام و مقتدای در نماز است ـ در آن سهو کند و پیش از تمام شدن آن سلام دهد و (به عقب) برگردد و نمازگزاران شاهد این امر باشند و به وقوع آن از حضرت احاطه علمی بیابند، رواست که در روزه نیز دچار سهو شود و در میان یاران خود در ماه رمضان بخورد و بیاشامد و اصحاب مشاهده کنند و اشتباه او را یادآوری نمایند یا در زکات به سهو افتد و آن را در وقت خود نپردازد یا از روی اشتباه به غیر اهل آن پرداخت کند و در حج سهو کند و قبل از طواف سعی به جای آورد و به چگونگی رمی جمره احاطه علمی نداشته باشد... و علت جواز همه این امور آن باشد که اینها عبادات مشترک میان او و امت اوست و این امور برای آگاه ساختن مردمان از این نکته است که آن حضرت مخلوق است، نه خدای قدیم و معبود. و حجتی علیه غالیان باشد که آن حضرت را به خدایی گرفتهاند و تا این رخدادها سبب آموزش احکام سهو در امور شرعی یادشده باشد. جواز سهو در مسائل شرعی امری است که هیچ مسلمان و موحدی بر آن معتقد نمیگردد... .[٢]
چنان که ملاحظه میگردد، این نقد بر پایهای کلامی استوار است؛ بدین معنا که از نظر مفید اعتقاد به سهو نبی در نماز زمینهساز اعتقاد به سهو آن حضرت در مسائل شرعی دیگر میشود و بدین سان، آموزه عصمت و علم کامل پیامبر اکرم زیر سؤال میرود.[٣]
نمونه دیگر نقد احادیث مورد استناد شیخ صدوق در باب قضا و قدر است که مفید به دلیل آن که در این باره دیدگاه کلامی متفاوتی داشته، همه آنها را، جز حدیثی از زراره، شاذ شمرده است.[٤]
نیز در آموزه کلامی استطاعت، از آنجا که مفید استطاعت را عبارت از صحت و سلامت انسان و حصول آن را پیش از وقوع فعل از وی دانسته و نبود ابزار و زمینه گناه (مانند وجود شراب برای شراب خواری) را شرط تحقق استطاعت نشمرده است، حدیث مورد استناد صدوق را ـ که برای حصول
[١]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص ١٤٩.
[٢]. فقیهی امامی هم روزگار با شیخ مفید حدیث «المهر ما تراضی علیه الناس» (الکافی، ج ٥، ص ٣٧٨) را به نکاح متعه مقید کرده بوده است و مفید در نقد دیدگاه وی رسالة فی المهر را پرداخته است.
[٣]. رسالة فی المهر، ص ٢٨. حدیث نخست را با آن لفظ در مصدر دیگری نیافتم. حدیث دوم در المحاسن، ج ١، ص ٢٢١، ح ١٢٩ آمده است.
[٤]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص ١٤٩.