علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٠٠ - درنگی در تأویل روایات
همان اندیشهها و تعالیم صوفیانه است به کار میگیرد.[١]
آثار عین القضاة همدانی بویژه تمهیدات او پر است از نگاه و نگرش تأویلی به آیات و روایات؛ برای مثال، در جایی عین القضاة سعی دارد تا از دو حدیث از پیامبر اکرم، معنا و مفهومی تأویلی ارائه دهد:
علیکم بدین العجایز؛سخت خوب گفت که ای عاجز که تو سر و طاقت عشق نداری، ابلهی اختیار کن که: اکثر اهل الجنه البله و للمجالسه قوم آخرون، هر که بهشت جوید او را ابله میخوانند؛ جهانی طالب بهشت شدهاند و یکی طالب عشق نیامده، از بهر آن که بهشت نصیب نفس و دل باشد و عشق نصیب جان و حقیقت.[٢]
از شبلی پرسیدند: استنباط تو از این حدیث نبوی: «اِنَّ النّفسَ اِذا اَحْرَزَتْ قُوتُها اطْمأنَتّْ»: چون نفس به قوت و غذایش برسد، مطمئن شود، چیست؟ گفت: وقتی مطمئن میشود که بداند چه کسی به او غذا میدهد، و این آیه را خواند:
﴿وَكَانَ اللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتاً؛[٣]
خداوند بر هر چیزی تواناست﴾.
و نیز از تأویل حدیث: «حَبُّکَ الشَیءَ یُعْمِی وَ یُصِمُّ»: دوست داشتن تو چیزی را سبب کوری و کری تو میشود[٤]، پرسیدند، گفت: دنیادوستی تو موجب کوری و کری تو از آخرت میگردد.
جنید گفت: سَریّ سقطی چنین خواند:
| ما فی النَهارِ وَ ما فی اللّیلِ لی فرجٌ |
| فَلا اُبالِی اُطالَ اللّیلُ اَم قَصُرا |
| فرجی نیست مرا در شب و روز |
| چه شبم کوته باشد چه دراز |