علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢٠ - حجیّت قول صحابه
مورخان گفتهاند، وقعی نمینهند؛ زیرا گفته آنان را درست نمیدانند و اگر درست بدانند، توجیهی برای آنها میآورند.[١]
اما از منظر تشیع، حدیثی را که از صحابی پیامبر نقل شود، بدون آن که به پیامبر نسبت داده شود (موقوف) جزء احادیث ضعیف به شمار میآورند و آن را حجت نمیدانند.[٢] شهید ثانی پس از آن که عنوان«موقوف»را از اوصاف ویژه حدیث ضعیف شمرده است، تفسیر صحابی را موقوف دانسته و به دو گونه به آن استدلال کرده است: یکی باب عمل به اصل دین (یعنی اصل این است که وقتی صحابی تفسیر را بیان میکند و به رسول خدا نسبت نمیدهد و از خود او باشد) و دیگر به خاطر جایز بودن تفسیر برای کسی که به روش تفسیر از پیش خود آگاه باشد.[٣]مامقانی در مقباس الهدایه سه قول را مطرح میکند: قول نخست، همان گفته شهید ثانی؛ قول دوم، این که میگوید تفسیر صحابی از قبیل روایت مرفوع است که در آن ضعف آشکار است؛ قول سوم، تفصیل بین تفسیر متعلق به سبب نزول و غیر آن است؛ به این صورت که تفسیر به سبب نزول از روایات مرفوع است و غیر آن از تفسیرهایی که بر نسبت دادن چیزی به پیامبر مشتمل نباشد، از روایات موقوف است.[٤]
آیة الله خویی در حین بررسی صحت روایات کتب اربعه شیعه، یکی از دلایل ضعیف شمردن برخی از احادیث برخی از احادیث کتب مزبور را وجود، احادیثی میداند که از مصاحب معصوم نقل گردیده، ولی به معصوم نسبت داده نشده است.[٥]
علامه طباطبایی در تفسیر آیۀ ٤٤، سورۀ نحل، بعد از اشاره به دلالت آیه بر حجیت سخن پیامبر و اهل بیت بیان میکند که دلیلی بر حجیت گفتار دیگران وجود ندارد؛ زیرا آیه شامل آنان نمیشود و نص قابل اعتماد دیگری که حجیت گفتار همه اهل امت را اثبات کند در دسترس نیست. ایشان در ادامه میگویند البته آنچه گفته شد در آن بخش از گفتار ایشان است که از خود آنان دریافت شده باشد؛ امّا احادیثی که حاکی از بیان پیامبر است، اگر متواتر باشد یا قرینهای قطعی و مانند آن همراه آن باشد حجّت است، ولی اگر متواتر نباشد یا در کنار آن قرینهای وجود نداشته باشد، حجّت نیست؛ زیرا مشخص نمیشود سخن پیامبر باشد.[٦]
صاحبنظران مذهب برآناند که تفسیر منقول از صحابی موقوف است و استناد آن به پیامبر، تا زمانی که خود صحابی اسناد نداده، روا نیست؛ چه جای رأی و اجتهاد در آن باشد و چه نباشد، تا هنگامی که خود صریحاً گفتاری را به پیامبر اسناد نداده، آن گفتار به خودی وی منتسب است؛ هر چند که بر تعالیم پیامبر استوار باشد. پس بعید نیست که گفتار وی برداشت شخصی خودش باشد که آن را بر اساس مبانی
[١] . المیزان، ج ٩، ص١٥٦ .
[٢] . منشور جاوید، ج٣،ص٢٩٠، همان.
[٣] . المیزان، ج ٩، ص ٣٧٤.
[٤] . منشور جاوید، ج ٣، ص ٣٩٣.
[٥] . الکشاف، ج ٤، ص ٣٥٩ ـ ٣٦٠؛ الجامع الحکام القرآن، ج ١٦، ص ٣١١ ـ ٣١٢.
[٦] . تدریب الراوی، ج ١، ص١٨٣ ـ ١٨٤؛ الباعث الحثیث، ج ١، ص ١٤٧.