علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٦ - تبارشناسی، مفهومشناسی و ارزیابی احادیث وجوهیه
﴿یفْقَهُوا قَوْلِی٦٤٨٣٠;.[١]
و نیز:
﴿لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ...٦٤٨٣٠;[٢]
(فقط همین مورد، فقه در باب تفعّل به کار رفته است) و فقه به اصطلاح مشهور، در آن دوران ظاهر و رایج نشده بود.
٢ ـ ٨ . ظاهراً صدر و ذیل خبر أبودرداء به نقل از عبدالرزاق، أبونعیم و ابن عساکر با هم سازگار نیستند و چه بسا این خبر در اصل، دو حدیث بوده که با هم ادغام شدهاند یا این که آن را چنین تقدیر کرد: دو امر است که آدمی را فقیه کامل میکند: دیدن وجوه بسیار برای قرآن، دشمنی با خود و مردم به خاطر خداوند. ولی ظاهر حدیث چنین مفهومی را به صراحت القا نمیکند و برای مثال گفته نشده است که دو امر است که آدمی را فقیه کامل میکند و آن دو... .
و بر فرض صحت چنین تأویلی، این دو امر یکی تفسیر و فهم قرآن و دیگر حالت عرفانی خواهد بود، امّا مطلب درخور توجّه آن است که کمال فقه ملازمتی با دشمنی با خود و مردم برای خداوند ندارد. بلکه حداقل میتوان از دشمنی با نفس اماره و دشمنان خداوند سخن گفت و إلّا دشمنی مطلق با خود و با مردم برای خداوند، از اغراض دین شمرده نمیشود بلکه بر خلاف آن است.
٣ ـ ٨ . همچنان که برخی تصریح شده، این خبر موقوف است.[٣] و همان گونه که ملاحظه میشود، خبر یادشده کلاً به أیوب از أبوقلابه منتهی میشود و از این حیث خبر منفرد شمرده میشود.
٤ ـ ٨ . خبر أبودرداء در مجموع از طرق اهل سنّت بوده و اثری از آن در کتب حدیثی و غیره شیعیان گذشته مشاهد ه نشده است و نقل متأخرین شیعه نیز از منابع اهل سنت است. ضمن این که در کتب حدیثی معتبر اهل سنّت (همچون صحاح سته) نیز ذکر نشده است.
٥ ـ ٨ . چه بسا، کسانی که تمام حدیث موجود نزد عبدالرزاق را ذکر نکردهاند، آن اضافه را چندان قابل جمع با عبارت مربوط به وجوه قرآن نیافتهاند یا آن را مرتبط به بحث وجوه قرآن ندیدهاند یا آن که از طرقی حدیث را به أبودرداء رساندهاند، که چنین زیادتی نداشته است.
٦ ـ ٨ . کتاب ابن عساکر از کتب حدیثی شناخته نمیشود، هر چند که شیوه کار و ذکر اخبار مبتنی بر شیوه نقل احادیث است.
٧ ـ ٨ . در این خبر و امثال آن، دیدن وجوه برای «قرآن» ذکر شده است نه برای الفاظ یا آیات قرآنی، هر چند این احتمال میرود که چنین کاربردی مجازی بوده است و مراد از قرآن، آیات قرآن یا الفاظ آن است.
[١] . سورۀ طه، آیۀ ٢٨.
[٢] . سورۀ توبه، آیۀ ١٢٢.
[٣] . سورۀ طه، آیۀ ٢٨.