علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٤ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
مختلف و معانی آن متضاد است و اگر از جهت خبر واحد بودن و از جهت مخالفت مضمون بخشی از آن با قرآن وسنت ساقط نباشد، با اختلاف الفاظ و تناقض معانی آن ساقط است.[١]
دستهبندی روشها و معیارهای نقد حدیث
با توجه به تنوع روشها و تکثر معیارهای نقد حدیث در آثار مفید، شایسته است آنها را دستهبندی کنیم و با ارائه نمونه های لازم چگونگی به کارگیری آنها را نشان دهیم. به طور کلی میتوان روشهای نقد حدیث در آثار مفید را به چهار دسته تقسیم کرد: ١. نقد متن محور، ٢. نقد سند محور، ٣. نقد مأخذ محور، ٤. نشان دادن قراین عدم صدور یا قابل اخذ نبودن حدیث.[٢]
١. نقد متن محور
مقصود از نقد متن محور، اعتبار سنجی و ارزیابی احادیث با عرضه مضمون آنها بر منابع و معیارهای قطعی معرفت دینی، یعنی قرآن کریم و عقل و سنت یا دانستههای بیرونی مانند دادههای مسلم تاریخی و امور تجربی است. نقد متنمحور نه تنها کاربرد وسیعی در آثار مفید دارد، میتوان گفت زیربنا و خاستگاه نقدهای دیگر نیز به شمار میرود. با این توضیح که پدیده نقد، برای یک متکلم معمولاً این گونه اتفاق میافتد که وی نخست با ملاحظه متن حدیث و با سنجش و ارزیابی آن با ادله عقلی و قرآن کریم و احادیث متواتر (طبعاً با نگرش و برداشتی که با توجه به مبانی و پیشفرضهای خود از آنها دارد) به بیاعتباری حدیث میرسد و به نقد آن تصمیم میگیرد. آن گاه، در فرایند عملی نقد، از معیارها و شیوههای متعدد بهره میگیرد. از نقد متنی آغاز میکند و از نقد سندی و مأخذمحور و توجه به قراین عدم صدور روایت غفلت نمیکند. نقد روایات متضمن سهو نبی از سوی مفید نمونه روشن این امر است. مفید مضمون این احادیث را با مبانی مورد پذیرش خود در دانش کلام مغایر یافته و از سوی دیگر رواج نظریه سهو النبی را ـ که برآمده از این روایات است ـ برای جامعه شیعه زیانبار دیده و تصمیم به نقد این نظریه با نقد مستندات روایی آن گرفته است: و در عمل از معیار های متعدد بهره برده است. انگیزه وی در این نقد، اشکال مضمونی این روایات از نظر وی بوده است.[٣] نقد متنی در آثار مفید با به کارگیری معیارهای متعدد صورت پذیرفته است.
١ ـ ١. نقد با قرآن کریم
به طور کلی استناد به قرآن کریم، در مجموعه فکری مفید جایگاه ویژه ای دارد. وی در تبیین و تحلیل آموزه های کلامی، فراوان به آیات قرآن استناد میکند. این شیوه در سراسر تصحیح الاعتقاد به چشم
[١]. حدیث این است: «عن أنه قال لعمر ـ و قد سأله عن طلاق ابنه لامرأته، و هی حائض، و كان قد طلقها واحدة ـ فقال له : مرة فلیراجعها حتى تحیض و تطهر، ثم إذا شاء طلقها، و إن شاء أمسكها، فقال له عمر: یا رسول الله! أرأیت لو طلقها ثلاثاً لكانت تبین منه؟ فقال له النبی (علیه وآله السلام): كأن یكون قد عصى ربه و بانت امرأته» (المسائل الصاغانیة، ص ٨٧).
[٢]. برای حدیث مورد نظر ر. ک : صحیح مسلم، ج ٤، ص ١٧٩؛ سنن ابن ماجه، ج ١، ص ٦٥١.
[٣]. ر.ک: الکافی، ج ٦، ص ٦١ ح ١٨.