علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٠ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
محدث آن» میگوید :
شیخ مفید افزون بر اینها محمد بن جعفر، پس از وفات پدرش قیام مسلحانه کرد و به امامت خود فراخواند و امیرالمؤمنین نام یافت،[١] در حالی که هیچ یک از طالبیان خروج کننده بدان نام نامیده نشده است. و شیعه اتفاق دارند که هر کس پس از امیرالمؤمنین (خود را) به این نام بنامد، مرتکب کار منکر شده است. بر این پایه، چنین شخصی چگونه شبیه رسول خدا خواهد بود، جز آن که راوی حدیث خطا کرده یا عمدا دروغ بسته باشد.[٢]
٦ ـ ١. استناد به امور حسی
از جمله معیارهای شیخ مفید در نقد احادیث مورد استناد اصحاب عدد در کنار استدلالهای دیگر، استناد به امور حسی است. وی در نقد حدیث: «شعبان لایتم و شهر رمضان لاینقص ابداً»[٣]، میگوید:
مضمون این حدیث نه با حساب ملی صحیح است نه ذمی و نه مسلم و نه منجم.
در موردی دیگر، وی در نقد حدیثی متضمن دستور حضرت صادق بر تکذیب خبر فوت خود ـ که ناووسیه[٤] بدان تمسک کردهاند[٥] ـ مینویسد:
و امّا خبری که به آن استناد کردهاند، خبر واحد است که نه موجب علم است و نه موجب عمل. و اگر هزار نفر و هزار در هزار نفر آن را روایت کنند، جایز نیست که ظاهر آن دلیلی برای مخالفت با ضروریات و ارتکاب نابخردی با دفع امور مشهود قرار گیرد.[٦]
مفاد استدلال مفید آن است که واقعه فوت امام صادق از امور حسی ثابت است. از این روی، استناد ناووسیه به حدیث مغایر با آن، مخالفت با حس و عیان شمرده میشود.
٧ ـ ١. نشان دادن خطا در نقل متن حدیث
یکی از ابزارهای نقد یک خبر، عرضه روایت و نقلی متفاوت و متعارض از آن خبر است که استناد به نقل
[١] . عدم سهو النبی، ص ٢٧.
[٢] . فرقهای منسوب به مردی به نام یحیى بن أبی الشمط که قایل به امامت محمد پسر امام صادق بودهاند (الفصول المختارة، ص٣٠٦).
[٣] . حدیث مورد نظر این است: «ان أبا عبد الله على ما زعموا كان فی داره جالساً فدخل علیه محمد، و هو صبی صغیر، فعدا إلیه فكبا فی قمیصه و وقع لوجهه، فقام إلیه أبو عبد الله فقبله و مسح التراب عن وجهه و ضمه إلى صدره و قال : سمعت أبی یقول: إذا ولد لک ولد یشبهنی فسمه باسمی، و هذا الولد شبیهی و شبیه رسولالله و على سنته وشبیه علی» (همان).
[٤] . ر.ک : مقاتل الطالبیین، ص ٣٥٨.
[٥] . الفصول المختارة، ص ٣١١ و ٣١٢. برای نقد تاریخی دیگری از مفید درباره گزارشها و احادیث مربوط به نزول آیۀ )وَلَا یأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن یؤْتُوا أُوْلِی الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ( (سوره نور، آیۀ ٢٢) در شأن ابوبکر (منقول در صحیح البخاری، ج ٥، ص ٥٩؛ صحیح مسلم، ج ٨، ص ١١٣؛ جامع البیان، ج ١٨، ص ١٢٦)، ر.ک : الافصاح، ص ١٧٦، ٢١٠ و ٢١٧.
[٦] . الکافی، ج٤، ص ٧٨، ح ٢؛ تهذیب الأحکام، ج ٤، ص ١٧٢، ح ٥٧.