علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٢٦ - آموزههای دینی و نظریه برچسبزنی
١ ـ ٣. از بین رفتن شخصیت اجتماعی فرد برچسبخورده
«نظریه برچسبزنی، از جمله نظریاتی است که به آثار اجماعی برچسبزدن اشاره کرده است. در این نظریه، تکیه عمده بر نوع خاص از انواع کجروی است که «کجروی دومین» نامیده میشود و به دنبال مواجه شدن فرد با واکنش منفی جامعه و اجرای «مراسم بدنامی»[١]، شخصیت اجتماعی او از بین میرود».[٢]
عنوان کجروی دومین، داغ بدنامی «بزهکار» را بر مرتکبان بری رفتارهای خلاف هنجار میزند.[٣] یکی از معیارهای سنجش کجروی دومین، آن است که کجروانه بودن رفتار فرد را «دیگران مهم»، اعلام و آشکار میکنند. در پی این اعلام،خطاکاران، مشمول اجرای مراسمی میشوند که هارولد گارفینکل، آن را «مراسم بدنامی» مینامند. در این مراسم، کجروها، سرزنش و گاه مجارات میشوند و پس از آن، پیوسته با برچسب ابله، بدکار یا بدکاره، غیرعادی، کلاهبردار، معتاد به مواد مخدّر و مانند آن رو به رو میشوند و جامعه در برابر همه رفتارهاشان، بر حسب همین برچسبها، واکنش نشان می دهد.[٤]
این مضمون، در برخی احادیث نیز مورد توجه قرار گرفت است. محمد بن فضیل گوید:
در بارۀ یکی از دوستانم به من خبری رسید که دلخواه من نبود. من از خودش پرسیدم. با این که افراد موثقی آن را از وی نقل کرده بودند، منکر آن شد. درباره او از آمام کاظم سوال کردم، ایشان در پاسم من فرمود: «ای محمد، مبادا چیزی را علیه او پخش کنی که او را زشت گرداند و اعتبارش را از بین ببرد. در این صورت تو از کسانی خواهی بود که خداوند در کتابش درباره آنها فرموده: راستی، آن کسانی که دوست دارند که زشتی و منکر در میان مؤمنان آشکار شود، برای آنها عذابی دردناکی است».[٥]
در این حدیث، به این نکته اشاره شده است که با گفتن سخن نابهجا درباره فرد اعتبار و شخصیت اجتماعی او از بین میرود. و به همین سبب، جایگاه اجتماعی فرد کجرو در بین مردم، از میان رفته است. همانگونه که بیان شد، در نظریه برچسبزنی نیز به این نکته اشاره شده است که فرد برچسبخورده، شخصیت اجتماعیاش از بین خواهد رفت و به همین سبب، برگشتن او به دامن جامعه بسیار سخت به نظر میرسد.
در حدیث دیگری از امام صادق نیز به این مضمون، اشاره شده است:
[١] . میزان الحکمة، ج ٩، ح ١٤٧٠٦؛ به نقل از: الترغیب والترهیب، ج ٣، ص ٢٤١، ح ١٣.
[٢] . ابتغی الریبه: طلب الشکوک. كوقعهم فی الضلال، معناه: الحاکم إن أدخل الأوهام والظنون السیئة علی قومه، جرْأهم علی الفسوق وفتح لهم باب الإضرار والإجرام (پانوشت: الترغیب والترهیب، به نقل از میزان الحکمة).
[٣] . اذا اتهمهم و جاهرهم بسوءالظن فیهم، اداهم ذلک الی ارتکاب ما ظن بهم، ففسدوا.. ( النهایه فی غریب الحدیث، ج ٢، ص٢٨٦؛ لسان العرب، ج ١، ص ٤٤٢).
[٤] . الحاشیة علی الکشاف، ص ١١٣؛ الفروق اللغویة،ص ٢٦٤.
[٥] . بحار الأنوار، ج ٧٥، ص ١١، ح ٧٠.