علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٣ - نوادر حکیم میرداماد در علم الحدیث
میرداماد طبق نظریه خود، ندانستن نام و نسب راوی را موجب ارسال سند نمیداند.[١] حتی مجهولالحال را احیاناً با فرض نقل از ثقات، ثقه دانسته است. وی برای تأیید نظر خود روایاتی را که شیخ از مجهول الحال روایت کرده و در شمار ثقات میشمارد، یاد آوری میکند؛ به عنوان مثال روایت محمد بن الحسین ابی خطاب، عن عبدالله بن عبدالرحمن الاصم را صحیح دانسته است چرا که ابی خطاب ناقل آن بوده است. و یا روایتی را که خود شیخ از ابی الحسن بن ابی جَید نقل مینماید صحیح میداند. میرداماد تعبیر «بعض اصحابنا» و «بعض الثقات» را موجب ارسال نمیداند[٢]؛ حتی احیاناً آن را متضمن حکم به صحت مذهب و استقامت عقیده میانگارد.[٣] وی در ضمن توضیح اصطلاح مدلَّس، ندانستن نام روای با معلوم بودن مذهب او را سبب قدح راوی و یا فسق او ندانسته است.
٢. صحیح و صحّی
صحیح، حدیثی است که سند آن توسط عدل امامی تا معصوم در همه طبقات متصل باشد.[٤]
میرداماد روایتی را که صحیح شمرده شود، ولی در حقیقت صحیح نباشد، «صحّی» یا «صحیاً» مینامد. روایت صحّی در کتابها و رسائل میرداماد کتاب ضوابط الرضاع وی به تناوب دیده میشود؛ مثلاً روایت حسن بن علی فضال را از طریق کافی، از عبدالله بن سنان ـ که در موضوع ده بار رضاع است صحّی میداند.[٥] وی همچنین در تعلیقۀ خود بر الاستبصار، طریق ابوبصیر المکفوف[٦] و ابوهارون المکفوف[٧] و محمد بن ولید البجلی[٨] و نیز طریق داود بن حصین در روایت «وقت المغرب فی السفر الی ثلث اللیل»[٩] را صحّی دانسته است. همچنین در شارع النجات[١٠]، در حدیث نهی پیامبر از استنجا با دست راست، از طریق محمد بن عیسی از یونس را صحی دانسته است . داماد وی میر سید احمد عاملی نیز به تبعیت از پدرزنش محقق داماد، در هفت جای کتاب مناهج الاخیار فی شرح الاستبصار[١١] از واژه صحّی استفاده کرده است.[١٢] به نظر میرسد که میرداماد نخواسته است از درجه عالی قبول روایت ـ که صحیح است ـ
[١]. الرواشح السماویة، ص ٢٦٠.
[٢]. مقیاس الهدایة، ج ٢، ص ١٣٠.
[٣]. الرواشح السماویة، ص ٢٥٩.
[٤]. همان، ص ٢٥٩ ـ ٢٦٠.
[٥]. همان، ص ٢٥١.
[٦]. الرعایة، ص ٧٧.
[٧]. ضوابط الرضاع، ص ٩٦ (نسخۀ دانشکده ادبیات اصفهان).
[٨]. التعلیقة علی الاستبصار، ص ٤٥.
[٩]. همان، ٥٤.
[١٠]. همان، ص ١٠.
[١١]. وسائل الشیعة، ج ٤، ص ١٩٣.
[١٢]. شارع النجات، ص ٩٨ ـ ١٢٩.