علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٦ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
متى وجدنا حدیثاً یخالفه الكتاب و لا یصح وفاقه له على حال أطرحناه، لقضاء الكتاب بذلک و إجماع [الائمة] علیه ؛
هرگاه حدیثی را یافتیم که قرآن با آن مخالف است و سازگاری آن با قرآن به هیچ روی درست نمیآید، آن حدیث را به حکم قرآن و اجماع (امامان) به کناری مینهیم.[١]
از نظر مفید، حاکم کردن قرآن بر حدیث شایستهتر از حاکم نمودن حدیث بر قرآن است. وی در نقد حدیث «لا وصیة لوارث»[٢]، ضمن تصریح بر ثابت نبودن آن نزد ناقدان حدیث و جعلی دانستن آن میگوید:
وكتاب الله أولى من الحدیث، والحكم به على الأخبار أولى من الحكم بالأخبار علیه.[٣]
وی همچنین در نقد فتوایی فقهی ـ که تعیین میزان مهر با تراضی طرفین را به نکاح متعه اختصاص داده بوده است ـ ،[٤] با بیان فتوای خود مبنی بر جواز تعیین مهری بیشتر از مهر السنة در نکاح دایم میگوید:
این (حکم) موافق قرآن است و آنچه موافق قرآن است، اولی به پیروی است. به دلیل سخن حضرت مصطفی: «مردم، دروغزنان بر ما بسیار شدهاند، پس هر حدیثی ذکر شود که مخالف کتاب خدا است، آن را اخذ نکنید که از ما نیست». (این حدیث از طریق امام صادق به ما رسیده است) و امام صادق فرمود: «ما آتاکم عنا من حدیث لایصدقه کتاب الله فهو باطل».[٥]
به نظر میرسد دیدگاه مفید در باره نقد حدیث با قرآن را این گونه میتوان جمعبندی کرد که از نظر وی مخالفت با قرآن مانع اخذ حدیث است و پس از احراز مخالفت حدیث با قرآن، نیازی به عرضه آن به دیگر معیارهای نقد نیست؛ امّا موافقت یا به تعبیری وجود شاهد قرآنی بر مضمون حدیث، یکی از موجبات اخذ آن است.
٢ ـ ١. نقد عقلی و کلامی
از مهمترین معیارهای نقد متنی حدیث در آثار شیخ مفید، بهره گیری از استدلال عقلی و مبانی و آموزههای کلامی است. مفید در تعبیری صریح حکم به طرح حدیث مخالف احکام عقلی داده است:
[١]. سورۀ اسراء، آیۀ ٧١.
[٢]. سورۀ نساء، آیۀ ٤١.
[٣]. المقنعة، ص ٦٧٠ . نیز ر. ک : رسالة فی المهر، ص ٢٨ که در آن ضمن بحثی فقه الحدیثی و تصریح بر ضرورت عرضه حدیث بر قرآن، دو نمونه از احادیث عرضه را نیز ذکر کرده است.
[٤]. تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص ١٤٩.
[٥]. سنن الترمذی، ج ٣، ص ٢٩٣؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٩٠٥، ح ٢٧١٣.