علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٨ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
استطاعت چهار شرط لازم شمرده و افزون بر صحت و سلامت انسان، وجود زمینه انجام گناه را در استطاعت بر آن شرط دانسته است،[١] ( و متضمن تحقق همزمان استطاعت با وقوع فعل است) ـ به نقد کشیده و آن را حدیثی شاذ دانسته است.[٢]
٣ ـ١. نقد با حدیث
یکی از شیوههای نقد حدیث، عرضه حدیث دیگری در مقابل آن است که از نظر متن با آن در تعارض کلی است و پذیرش هر دو امکانپذیر نیست و از نظر وضعیت اسنادی به دلیل عواملی مانند شهرت، کثرت راوی و وضوح طریق بر حدیث مورد نقد رجحان دارد و بدین سان, حدیث مورد نقد در وضعیت شاذ و نادر[٣] یا منکر[٤] قرار میگیرد.
برای نمونه شیخ مفید در نقد حدیث «اخواننا بغوا علینا»[٥] منسوب به امیر مؤمنان در بارۀ ناکثین و قاسطین _ که از نظر استنادکنندگان به آن متضمن اثبات ایمان برای آنان است _ مینویسد:
این خبر شاذ است. در نقل متواتر نیامده و راویان حدیث بر صحت آن اجماع نکردهاند, و با روایتی از امیرالمؤمنین در تقابل است که از آن مشهورتر و دارای ناقلان بیشتر و در اسناد، دارای طریق واضحتر است.[٦]
وی سپس دو حدیث درباره کفر و ارتداد اصحاب جمل نقل میکند و به ورود احادیثی دیگر با همین مضمون از صحابیانی چون عمار و حذیفه نیز تصریح میکند.[٧]
[١]. ر.ک : عدم سهو النبی، ص ٢٩ و ٣٠.
[٢]. با توجه به اعتقاد شیخ صدوق به عصمت کامل پیامبران به نظر میرسد که اختلاف مفید با وی در این است که از نظر صدوق، اسهای نبی (در مواردی خاص و به دلیلی خاص بنا بر تبیینی که شیخ صدوق دارد) با عصمت پیامبر اکرم سازگار است، امّا از نظر شیخ مفید ناسازگار. برای بیان صریح صدوق در عصمت پیامبران ر.ک : الاعتقادات فی دینالامامیة، ص ٧٠ گفتار ٣٦ (باب الاعتقاد فی العصمة ).
[٣]. ر. ک : تصحیح الاعتقاد، ص ٥٤.
[٤]. حدیث مورد استناد صدوق این است: عن علی ابن أسباط قال :سألت أبا الحسن الرضا علیه السلام عن الاستطاعة، فقال : «یستطیع العبد بعد أربع خصال: أن یكون مخلى السرب، صحیح الجسم، سلیم الجوارح، له سبب وارد من الله»، قال : قلت : جعلت فداک فسر لی هذا! قال: «أن یكون العبد مخلى السرب، صحیح الجسم، سلیم الجوارح یرید أن یزنی فلا یجد امرأة ثم یجدها، فإما أن یعصم نفسه فیمتنع كما امتنع یوسف، أو یخلی بینه و بین إرادته فیزنی فیمسى زانیاً، و لم یطع الله بإكراه و لم یعصه بغلبة» (الکافی، ج ١، ص ١٦١، ح ١، الاعتقادات، ص ٣٨؛ التوحید، ص ٣٤٨ ح ٧).
[٥]. همان، ص ٦٣ .
[٦]. حدیث شاذ و نادر حدیثی است که راوی ثقه آن را نقل کرده و مخالف روایت اکثر راویان است ( الرعایة فی علم الدرایة، ص ١١٥؛ وصول الاخیار، ص١٠٨؛ ذکری الشیعة ج ١، ص ٤٨).
[٧]. منکر حدیثی است که مخالف حدیث مشهور است و راوی آن ثقه نیست (وصول الاخیار، ص ١٠٩).