علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٨ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
مضمون تمثل ابلیس به شکلی قابل مشاهده برای حضرت آدم در بهشت[١] میگوید:
(این) خبری شاذ است که اهل حشو بدان استناد میکنند و حدیثی که بر این وصف باشد، نزد علما مطرود است.[٢]
در نقد این حدیث مفید شذوذ و استناد حشویه را عامل بی اعتباری حدیث شمرده است.
٤. نشان دادن قراین عدم صدور حدیث
یکی از شیوههای قابل توجه نقد حدیث در آثار شیخ مفید، گردآوری و نشان دادن قراین عدم صدور حدیث است؛ قراینی که به خود حدیث یا امر و فعلی که حدیث ناظر به آن است، یا راوی یا منبع و یا حتی بازتابهای عرفی صدور آن برمیگردد. با توجه به تعدد و تنوع قراین قابل استناد در نقد حدیث میتوان با عنایت به آثار شیخ مفید دسته بندی زیر را ارائه کرد. البته به دلیل این که در نشان دادن عدم صدور یک روایت معمولاً از قراین متعددی استفاده شده، دستهبندی دقیق امکانپذیر نیست.
١ ـ ٤. نقد حدیث از راه نفی بازتابهای عرفی وجود آن
برای نمونه، شیخ مفید در نقد حدیثی با این مضمون که امیرالمؤمنین در موردی حکم کرد و جوانی از قوم گفت: «أخطأت یا امیرالمؤمنین. فقال له: صدقت أنت و أخطأت»،[٣] افزون بر نقد کلامی و محتوایی، اینگونه قراین عدم صدور را بازگو میکند:
اگر این حدیث اصلی داشت، یا نزد یکی از محدثان معروف بود، آن مرد (گوینده کلام به حضرت) نیز شناخته میشد و شخص و نسب و قبیله و مکانش مشهور بود و نیز آن حکمی که این قضیه درباره آن اتفاق افتاد نزد فقها مشهور و نزد محدثان مدوّن میشد. شناخته نشدن آن مرد و مشخص نبودن حکم و نبود آن در منابع دلیل بر بطلان آن است.[٤]
نمونه دیگری از این شیوه، نقد مفید بر حدیث معروف به «عشره مبشره» است.[٥] وی در نقد این حدیث، پرسشهای متعددی مطرح کرده است. پرسشهای یاد شده، بیانگر قراین عدم صحت حدیث است. شیخ مفید میگوید:
حدیث یاد شده، متضمن آسودگی و در امان بودن خلفای نخستین از عذاب الهی است. اگر حدیث صحت داشت، آنان هنگام احتضار، به جزع و فزع نمیافتادند و به سان امیرمؤمنان در لحظه مرگ، شادمانی میکردند؛ در حالی که خبر ظاهر داریم که ابوبکر در دم مرگ افسوس میخورد و وای بر من میگفت. و عمر در احتضار
[١]. همان.
[٢]. الجمل، ص ٦٥ . وی خود واقدی را نیز عثمانی دانسته است (همان، ص ٥٣).
[٣]. المسائل السرویة، ص ٤٦ و ٤٧.
[٤]. ر.ک : جامع البیان، ج ١، ص ٣٣٧ به بعد.
[٥]. المسائل العکبریة، ص ٩٥.