علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٧ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
(شخص) دیندار از عمل به همه آنچه در آن است، بپرهیزد و بر جملگی آن و تقلید از راویان آن تکیه و اعتماد نکند. و درباره احادیث آن به عالمان پناه ببرد تا وی را از صحیح و فاسد (سره و ناسره) آن آگاه کنند. [١]
نقد شیخ مفید بر حدیثی که از محمد بن یعقوب بن شعیب، از پدرش، از امام صادق نقل شده،[٢] نمونهای از گونه سوم نقد مأخذمحور است که در کنار شیوههای دیگر نقد به کار رفته است. مفید بر آن است که:
حدیث مورد استناد (اصحاب عدد)، حدیثی شاذ است که نزد اصحاب آثار (= محدثان) ثابت نیست. و فقهای شیعه در آن طعن زدهاند؛ به این صورت که گفتهاند: محمد بن یعقوب بن شعیب، از پدر خود حدیث دیگری جز این حدیث، روایت نکرده است. و اگر او روایت از پدر خود میداشت (راوی از پدر خود بود)، امثال این حدیث را روایت میکرد و به حدیث واحدی که کسی جز او آن را نقل نکرده، بسنده نمیکرد.[٣]
وی در توضیح سخن خود میافزاید:
یعقوب بن شعیب اصلی دارد که تمام آنچه را که از امام صادق روایت کرده، در آن گرد آورده است که این حدیث در آن نیست. و اگر از جمله احادیثی بود که یعقوب بن شعیب روایت کرده است، در اصل خود ـ که در آن روایات خود از امام صادق را گرد آورده است ـ ثبت میکرد. خالی بودن اصل وی از آن، دلیل بر موضوع بودن آن است.[٤]
موارد زیر نمونههایی از شیوه چهارم نقد مأخذ محور است.
شیخ مفید، در نقد روایتی از واقدی، با مضمون وادار کردن مردم بر بیعت با امیرمؤمنان تصریح کرده است ـ که واقدی این خبر را از عثمانیه که دشمنی آشکاری با آن حضرت دارند ـ روایت کرده است.[٥]
نیز وی احادیث مبنی بر به سخن درآوردن فرزندان حضرت آدم در عالم ذر و سخن گفتن ایشان با خدا و اقرار بر پیمان الهی را از آن رو نپذیرفته است که این احادیث از نظر وی از روایات تناسخیه است که در آن تخلیط کردهاند و حق و باطل را در هم آمیختهاند.[٦] در نمونهای دیگر مفید درباره حدیثی با
[١]. همان، ص٢٢.
[٢]. همان، ص٢٣.
[٣]. المسائل العکبریة، مصنفات، ج ٦، ص ٩٤؛ مفید در ادامه تبیینی از حدیث، در فرض ثبوت آن، به دست داده است. اظهار نظر مفید در بارۀ این حدیث تأملبرانگیز است. این حدیث در منابع زیر با اسانید متفاوت آمده است: بصائر الدرجات، ص ٣٧٥؛ الکافی، ج ١، ص٢١٨، ح ٣؛ علل الشرائع، ج ١، ص ١٧٣؛ معانی الاخبار، ص ٣٥٠؛ الاختصاص، ص ١٤٢ (این امر قرینهای بر عدم انتساب کتاب الاختصاص به مفید است) الامالی (طوسی)، ص ٢٩٤.
[٤]. تصحیح اعتقادات الامامیّة، ص ١٤٩ و ١٥٠.
[٥]. حدیث مورد نظر این است: «عن محمد بن یعقوب بن شعیب، عن أبیه، عن أبی عبد الله قال : قلت له : إن الناس یروون أن رسول الله صام شهر رمضان تسعة و عشرین یوماً أكثر مما صام ثلاثین یوما، فقال : كذبوا ما صام إلا تاما، ولا تكون الفرائض ناقصة» ( الفقیه، ج ٢، ص ١٧٠؛ تهذیب الأحکام، ج ٤، ص ١٧١).
[٦]. جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة، ص ٢٤.