علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٣ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
از دیگر نمونههای نقد رجالی، نقد ابوهریره است. شیخ مفید در نقد حدیث «لا تنکح المرأة علی عمتها و خالتها»[١] میگوید:
این جزء اخبار آحاد است و اصل در آن ابوهریره دوسی است که عمر بن خطاب او را متهم کرده و از اکثار حدیث از پیامبر منع کرده و باز داشته است و امیرمؤمنین به دروغگویی او تصریح نموده و عایشه نیز به آن تصریح کرده و گواهی داده است.[٢]
یکی دیگر از نمونههای نقد سندی و رجالی، نقد حدیث «اقتدوا باللذین من بعدی ابوبکر و عمر»[٣] است. شیخ مفید در الافصاح به نقد سندی و متنی این حدیث پرداخته است. از نظر وی حدیث افزون بر آن که متناقض و ناسازوار [٤]و موضوع است. سند آن نیز دارای خللی مشهور است. [٥] مفید در توضیح این مطلب میگوید:
این حدیث به عبدالملک بن عمیر از ربعی بن حراش و پس از وی، گاه به حذیفه بن یمان و گاه به حفصه بنت عمربن خطاب اسناد میشود. عبدالملک بن عمیر جزء شامیان (ابناء الشام) و معارضان سرسخت امیرمؤمنان است که به نصب و دشمنی با آن حضرت و عترت او نامبردارند. وی پیوسته با جعل احادیث دروغ درباره ابوبکر و عمر و طعن زدن بر امیرمؤمنان به بنیامیه تقرب میجست تا این که منصب قضا به وی دادند و در آن کار رشوه میگرفت و به جور و ستم حکم میداد و آشکارا به فسق و فجور میپرداخت.[٦]
عبدالملک بن عمیر حدیث را به ربعی بن حراش نسبت داده است. کسی که نزد اصحاب حدیث (=محدثان) از رافضیان استهزاکنندۀ ابوبکر و عمر شمرده میشود.[٧] و با این وصف، بطلان نسبت حدیث به وی آشکار است. از سوی دیگر، روایت مشهور از حذیفه بن یمان در بارۀ «اصحاب عقبه» [٨]، در تضاد با این حدیث منسوب به اوست. امّا روایت حدیث از حفصه، خود دلیل بر فساد (بطلان) و وجوب
[١]. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٣٦٠.
[٢]. این سخن مفید تأملبرانگیز است؛ زیرا هم صدوق در دنبالۀ سخن خود، تصریح کرده که از وی در کتاب وصف قتال القاسطین بصفین اخباری نقل کرده، هم در منابع رجالی ذوالیدین یا ذوالشمالین معرفی شده است. در بارۀ وی ر. ک : الطبقات، ج ٣، ص ١٦٧؛ الاصابة، ج ٤، ص ٥٩٨؛ معجم رجال الحدیث، ج ١٤، ص ١٧٣؛ قاموس الرجال، ج ١٢، ص ١١٤. برای ارزیابی نقدهای مفید بر احادیث متضمن سهو نبی، ر.ک : رسالة فی سهو النبی، ص ٢٠ (نشر شده به ضمیمه قاموس الرجال، ج١٢).
[٣]. رسالة عدم سهو النبی، ص ٣١.
[٤]. صحیح البخاری، ج ٦ ، ص ١٢٨؛ سنن النسائی، ج ٦، ص ٩٨.
[٥]. المسائل الصاغانیة، ص ٧٨. در بارۀ دروغزن بودن ابوهریره نیز ر.ک : الخصال، ص ١٩٠.
[٦]. مسند ابن حنبل، ج ٥، ص ٣٨٢؛ سنن الترمذی، ج ٥، ص ٣٣٧. وی طریق حدیث را غریب و ضعیف دانسته است.
[٧]. مفید به شرح وجه تناقض حدیث نپرداخته است، امّا چنان که عالمان دیگر امامیه در نقد حدیث گفتهاند، دلیل ناسازگاری درونی حدیث، آن است که در آن امر به اقتدا به موضوعی محال تعلق گرفته است؛ زیرا خلیفه اول و دوم در بسیاری از احکام و افعال با هم اختلاف داشتند (برای نمونههایی از این اختلافات ر. ک : عیون اخبار الرضا، ج ١، ص ٢٠١) و اقتدا و تبعیت از دو فردی که در امور واحد .با هم اختلاف دارند، امکان پذیر نیست ( الشافی، ج ٢، ص ٣٠٧؛ تقریب المعارف، ص ٣٩٩؛ منهاج الکرامة، ص ١١٨).
[٨]. الافصاح، ص ٢١٩.