علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٦٩ - روشها و معیارهای نقد حدیث در آثار شیخ مفید
٤ ـ ١. نقد با اجماع
یکی دیگر از معیارهای نقد حدیث، سنجش آن با اجماع امت یا اجماع امامیه برای نشان دادن مخالفت مضمون آن با اجماع است. با توجه به اعتبار اجماع از نظر شیخ مفید[١]، حدیث مخالف اجماع از نظر وی فاقد اعتبار خواهد بود. برای نمونه شیخ مفید حدیث متضمن بیست و نه روز بودن (تمام نبودن) ماه شعبان و همیشه سی روز بودن (تمام بودن) ماه رمضان را مخالف قرآن و سنت و اجماع امت دانسته است.[٢]
در موردی دیگر, وی در نقد حدیثی با مضمون خواب ماندن حضرت رسول تا طلوع خورشید و فوت نماز صبح حضرت از این معیار بهره برده است.[٣] وی میگوید:
این حدیث مخالف فتوای امامیه است که اختلاف ندارند در این که نماز واجب هر کس فوت شود، باید در هر فرصتی از شبانه روز _ که متوجه شد و یادش آمد، قضا کند؛ مادام که وقت فریضه حاضر مضیق نباشد. بنا بر این, هر گاه برای انسان حرام باشد که نماز واجبی را که وقت آن رسیده, ادا کند، مگر آن که نماز واجبی را که فوت شده قضا کند،[٤] به طریق اولی خواندن نوافل برای او پیش از قضای واجب فوت شده، ممنوع خواهد بود. افزون بر آن که از حضرت رسول روایت داریم که فرمود: «لا صلاة لمن علیه صلاة». [٥] مقصود، آن است که کسی که فریضه بر گردن دارد، نافله ندارد[٦].
٥ ـ ١. نقد تاریخی
یکی از گونههای نقد متنی احادیث در آثار شیخ مفید نقد مضمون آن بر پایه رخدادها و واقعیات تاریخی مسلم، از نظر وی، است. هر حدیثی که مضمون آن مخالف مسلمات تاریخی باشد، پذیرفته نیست. نمونه نقد تاریخی، نقد شیخ مفید بر حدیثی است که تابعان فرقه شمطیه[٧] درباره امامت محمد پسر امام صادق به آن استناد کردهاند.[٨] پس از نقد حدیث از نظر «واحد بودن خبر» و «معروف نبودن حدیث و
[١]. المصنف (ابن ابی شیبة) ج ٨ ، ص ٧٠٧؛ السنن الکبری، ج ٨، ص ١٧٣.
[٢]. الافصاح، ص ١٢٥.
[٣]. همان. گفتنی است که این حدیث در قرب الاسناد نیز نقل شده است. (قرب الاسناد، ص ٩٤، ح ٣١٨) شیخ حر عاملی آن را بر تقیه حمل کرده است (وسائل الشیعة،ج ١٥، ص ٨٣). برای استدلال به آن در متون فقهی ر.ک : نجفی، جواهر الکلام، ج ٢١، ص ٣٣٨.
در تفسیر العیاشی (و منابع پس از آن) حدیثی آمده که نشانگر رواج حدیث مورد بحث در سدههای نخستین و نقدی بر برداشت ناصواب از آن است: عن أبی عبد الله قال : ان علی بن الحسین صلوات الله علیه كان فی مسجد الحرام جالسات، فقال له رجل من أهل الكوفة : قال علی: «ان اخواننا بغوا علینا؟» فقال له علی بن الحسین : یا أبا عبد الله! امّا تقرأ كتاب الله ) وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُوداً( (سوره هود، آیه٥٠؛ سورۀ اعراف، آیۀ ٦٥)، فأهلک الله عاداً وأنجى هوداً ) وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً( (سوره هود، آیۀ ٦١ ؛ سورۀ اعراف، آیۀ ٧٣) فأهلک الله ثمود وأنجى صالحا. (تفسیر العیاشی ،ج ٢، ص ١٥١و ١٥٢؛ الاحتجاج، ج ٢ص ٤٠، مناقب آل أبی طالب، ج ٣، ص ١٩).
[٤] . اوائل المقالات، ص ١٢١ گفتار ١٢٩؛ التذکرة باصول الفقه، ص ٤٤.
[٥] . جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة، ص ٢٢.
[٦] . متن روایت به نقل صدوق این است: سمعت أبا عبد الله یقول : «إن الله تبارکوتعالى أنام رسوله عن صلاة الفجر حتى طلعت الشمس، ثم قام فبدأ فصلى الركعتین اللتین قبل الفجر، ثم صلى الفجر». (من لایحضره الفقیه، ج ١، ص ٣٥٨، ح ١٠٣١).
[٧] . در این باره ر. ک : الکافی، ج ٣، ص ٢٩٣، ٣؛ المقنعة، ص ٢١١؛ المبسوط، ج ١، ص ١٢٧؛ نهایة الاحکام، ج ١، ص ٣٢٥.
[٨] . این حدیث را در منابع حدیثی نیافتم. در منابع فقهی پس از مفید نقل شده است.