علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٨ - تبارشناسی، مفهومشناسی و ارزیابی احادیث وجوهیه
١. قابل تأویل و حمل بودن قرآن بر وجوه مختلف.[١]
٢. تعدّد معانی قرآن.[٢]
٣. محتمل وجوهی از تأویل بودن الفاظ قرآن.[٣]
٤. با توجه به واژه «ذلول» (= رام، مطیع، سهل و آسان[٤] که در برخی از تعابیر به کار رفته است، گفته شده است: ظاهر سخن آن است که قرآن از آنجا که دارای وجوه بسیاری است، میتوان آن را بر هر معنایی که خواسته شود، حمل نمود و از این روست که امام علی در ماجرای مجادله با خوارج از استناد به قرآن نهی فرمود.[٥]
به نظر میآید که چهار معنای بالا یکی هستند، هر چند میتوان به نوعی از تفکیک نیز قائل شد، بدین گونه که در معنای نخست، معانی متعدد تحمیلی است و مفسّر کنشگر است و در معنای دومی معانی ذاتی است و قرآن کنشگر است. معنای سوم نیز محتمل دو معنای بالا است، هر چند ظاهراً تعبیر دیگری از معنای نخست است و معنای چهارم نیز داخل در معنای دوم است.
٥ . اشتمال قرآن بر وجوهی از امر و نهی، ترغیب و ترهیب، تحلیل و تحریم[٦] این معنا اخیر، تفاوت آشکاری با مجموعه معانی قبلی دارد.
ب. در خصوص معنای «ذلول» نیز گفته شده است:
١. مطیع بودن قرآن نسبت به حاملینش و به زبان آنها سخن گفتن.[٧]
٢. توضیح دهنده بودن نسبت به معانی خود تا آنجا که فهم مجتهدین (علما) نسبت بدان در نماند.[٨] هر چند باید گفت (با توجه مدلول احادیث مورد بحث) که اگر قرآن خود توضیح دهنده بود، نه وجوه مختلف مطرح میگشت و نه نیازی به حمل آن بر بهترین وجه توسط مفسر لازم میآمد، بلکه وقتی که همه آن معانی از خود قرآن باشد، سخن از بهترین وجه معنا نخواهد داشت، همه وجوه بهترین هستند چون قرآنی هستند. لذا چنین تفسیری خود منافی مدلول احادیث وجوهیه است.
ج. در خصوص معنای این عبارت «تا این که برای قرآن وجوه بسیاری ببیند؛ «حتی یری للقرآن وجوهاً کثیرة» و مانند آن، گفته شده است:
١. برای یک لفظ چند معنای محتمل در نظر گرفته شود و سپس لفظ را بر آنها حمل کند، اگر معانی
[١] .البرهان فی علوم القرآن، ج ١، ص ١٠٣؛ الإتقان، ج ١، ص ٤٠٩.
[٢] .الفهرست، ص ٢٢٧؛ تهذیب التهذیب، ج١٠، ص٢٤٩ به بعد.
[٣] .المجازات النبویة، ص ٢٥١؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج ١، ص ٤٤٤.
[٤] . النهایة فی غریب الحدیث، ج ١، ص ٤٤٤؛ لسان العرب، ج ١١، ص ١٧٥؛ مجمع البحرین، ج ١، ص ٥٧٦ .
[٥] . البرهان فی علوم القرآن، ج ٢، ص ١٦٣؛ الإتقان، ج ٢، ص ٤٧٦.
[٦] . الإتقان، ج ٥، ص ٣٢٥؛ النهایة فی غریب الحدیث، ج ٢، ص ١٦٦.
[٧] . جامع الشتات، ص ١٤٩.
[٨] . البرهان فی علوم القرآن ، ج ٢، ص ١٦٣، الإتقان، ج ٢، ص ٤٧٥.