علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤٢ - تبارشناسی، مفهومشناسی و ارزیابی احادیث وجوهیه
همچنان که ملاحظه میشود، نقلهای مختلف داستان محاجه ابن عباس با خوارج:
الف. با هم تعارضاتی دارند،
ب. برخی از اخبار بیسند است،
ج. نگاهی به تاریخ وفات صاحبان منابع یادشده، نشان میدهد که این تعارض در دورههای مختلف خود را نشان میدهد؛ بدین گونه که در هر دورهای طیف اختلافات و تعارضات تکرار میشود، در حالی که طبیعتاً باید متأخرین کتب خود را با ملاحظه کتب متقدم بنگارند، امّا ظاهراً این مورد، هر کس به اجتهاد و نظر خود عمل کرده است. لذا امکان ترجیح نقلی بر دیگری وجود ندارد. هر چند اجمالاً میتوان پذیرفت که ابن عباس با خوارج به اتکای آیات و سنت محاجههایی داشته است، همچنان که طبیعتاً بایستی چنین امری نزد بزرگان علویان و خوارج در آن زمان شایع بوده باشد. امّا آنچه مورد یقین است، در هیچ یک از منابع یادشده که اشارهای به قول مورد بحث از علی به ابن عباس نکردهاند.
همچنین باید متذکر شد که قول منسوب به امام علی که از مراجعه به قرآن منع میفرمایند، با برخی دیگر از احادیث وجوهیه که بر مراجعه و گزیدن وجه بهتر سفارش میکند، در تعارض است.
ج . أبودرداء
از أبودرداء، حدیث وجوهیه، به چند شکل، امّا نزدیک به هم، نقل شده که ذیلاً ذکر میشوند:
١. عبدالرزاق صنعانی(١٢٦ ـ ٢١١ق) از معمر [بن راشد](٩٥ ـ ١٥٢ ق) از أیوب[سختیانی] (م ١٣٢ ق) از أبو قلابه[عبدالله بن زید جرمی](م١٠٤ یا ١٠٧ ق) از أبو درداء (م ٣٢ ق) نقل میکند:
لا تفقه کل الفقه حتی تری للقرآن وجوهاً کثیرة، ولن تفقه کل الفقه حتی تمقت الناس فی ذات الله، ثم تقبل علی نفسک فتکون لها أشد مقتا من مقتک الناس؛[١]
همانا تو فقیه (دانای) کامل نمیشوی تا این که برای قرآن وجوه بسیاری را ببینی و فقیه کامل نمیشوی تا این که در ذات خداوند، با مردم دشمنی کنی، سپس بر خود روی آوری و با آن بیشتر از دشمنیت با مردم، دشمنی کنی.
به نظر میآید که حدیث مرسل باشد، زیرا فاصله صنعانی تا أبودرداء با سه واسطه مستبعد است و احتمالاً این ارسال نزد أبوقلابه باشد.
٢. ابن سعد (م ٢٣٠ ق) از طریق خود از حماد بن زید (م ١٧٩ ق) از أیوب از أبوقلابه از أبودرداء چنین نقل میکنند:
یقول إنک لن تفقه کل الفقه حتی تری للقرآن وجوها.[٢]
و هر چند این خبر در ابتدای سند و در چند رجل با عبدالرزاق مشترک است، امّا تقریباً بخشی از خبر ذکر شده است.
[١]. المصنف، صنعانی، ج ١١، ص ٢٥٥.
[٢]. الطبقات، ج ٢، ص ٣٥٧.