علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠ - نوادر حکیم میرداماد در علم الحدیث
گفتار را ثابت مینماید. گرچه روایت اخیر ضعیف و مرسل است، ولی عرف و لغت متعاضد نصوص خواهد بود.
اصل مذکور به دلیل آیات[١] و روایات[٢] و سیره عقلایی شامل اعتقادات هم میشود، امّا جریان اصل در اعتقادات با توجه به اصول و فروع دین در واقع بررسی این سؤال است که آیا رأی مفتی و اعتقاد وی به اصل صحّت تصحیح میشود؟
در اصول دین با اظهار ایمانِ مسلمان و اعتراف به توحید و نبوت و... طبق اصل صحت در فعل مسلم، حمل بر اعتقادِ صحیح میشو امّا در فروع دین ـ که هم شامل روایت و هم فتوا است ـ با بیان تفاوت روایت و فتوا، اجرای اصل را بررسی مینماییم:
تفاوت روایت و فتوا
اول. روایت، خبر حسّی از حکم خداست، در حالی که فتوا، حکم خدا به واسطۀ حدس است.
دوم. اعتقاد به مضمون روایت در حجیت خبر تأثیری ندارد، در حالی که در فتوا اعتقاد به مضمون فتوا لازم و در حجیّت آن مؤثر است؛ چرا که فتوا بیان حکم استنباط شده برای مقلد است. حال اگر شک کردیم فتوای مجتهدی صحیح است یا خیر، حکم به صحت فتوا میشود؛ زیرا فتوا، رأی و قول مجتهد و مشمول صحت قول مسلم است. از طرف دیگر، هر گاه شک کردیم در این که فتوا با عقیده بوده و یا مفتی در فتوای خود اعتقادی نداشته اصل، قبول فتوای معتقدانه اوست. از قبول رأی مفتی میتوان به نتیجهای مهم در حدیث نیز دست یافت و آن قبول توثیقات رجالیان و آرای ایشان است؛ مثلاً توثیق نجاشی نسبت به معاویة بن عمار، اگر کاشف از رأی او باشد، برای ما حجّت خواهد بود و آن بدین جهت است که برای توثیق معاویة بن عمار دو راه پیش روی داریم: راه اول، این که نجاشی، معاویة بن عمار را دیده باشد و برای ما حکایت نماید و ما توثیق نجاشی را از واقع بپذیریم امّا با توجه به فاصله زمانی دویست ساله بین نجاشی و راوی، کشف از واقع، محال است. علاوه بر آن، کشف از واقع خبر از موضوع است و إخبار از موضوع به واسطه بیّنه ثابت میشود. این بیّنه ـ که دلیل و اماره بر مدح معاویة بن عمار است ـ غیر از طریق حس ممکن نیست . بنا بر این ، امر به راه دوم منحصر میشود که پذیرش رأی نجاشی است. و این در حالی است که اصالة الصحه آن را تصحیح میکند.
مُسلِم شامل عادل و فاسق خواهد بود. بنا بر این، در این اصل عدالت معتبر نیست، به گونهای که سیرهٔ عقلا و عرف مسلمان را شامل عادل و فاسق میداند؛ بویژه این که در روایات از واژههای للاخ، للمسلم و للمؤمن استفاده شده و بر فاسق منطبق است.
مراد از صحت، یعنی موافقت رفتار مسلمان با آنچه در شرع آمده و نتیجۀ آن تأثیر فعل مورد نظر خواهد بود؛ به گونهای که فعل و یا گفتار مسلمان پذیرفته و مؤثر است.
[١]. الکافی، ج ٥، ٢٢٩.
[٢]. همان، ج ٢، ٣٦٢.