علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥ - نوادر حکیم میرداماد در علم الحدیث
این گونه سند ـ که همه راویان و یا بعضی از ایشان ساقط شده است ـ ابهام و یا استبهام دارد و از آن تعبیر به سند مبهم و یا مستبهم مینماییم.[١]
این اصطلاح با مجهول و مجمل که آن دو اقسامی از جرح و تضعیف روایتاند متفاوت است و از اصطلاحات بدیع محقق داماد است.
وی طریقۀ شیخ در الاستبصار و التهذیب ـ که سند مبهم را مرسل نامیدهاند ـ مستقیم نمیداند و به نحوی با واژگان ابهام و استفهام این گونه حدیث را از دایرۀ ارسال خارج نموده است.
٥ . صحت روایات ابوعیسى الوراق
ابوعیسى وراق اسمش محمد بن هارون است. شیخ او را از ضعاف و راویانی میشمارد که از هیچ یک از ائمه حدیث نقل ننموده است.[٢] علامه نیز او را مطعون دانسته و تضعیف نموده است.[٣]
آیة الله خویی در معجم رجال میگوید:
بعید نیست محمد بن هارون ـ که ابن ولید او را تضعیف نموده است ـ همان محمد بن هارون ابوعیسى باشد.[٤]
با استقصا در کتب رجالی به دست آمد که محمد بن هارون همان ابو عیسى وراق است. میرداماد او را با نام «محمدبن هارون» از اجلّه متکلمین اصحاب امامیه و صاحب کتاب الامامة دانسته است. وی در ادامه میگوید:
در کتب سید مرتضى علم الهدى، مانند المسائل، الشافی و التبانیات از این راوی روایات متعددی نقل شده است.[٥]
میرداماد چون او را ثقه ندیده و مدحی نیز در مورد او نیافته است، به چند امر برای تقویت وی تمسک جسته است:
١. اعتماد فقهای امامیه در نقل روایت از او؛ ٢. اکثار نقل از این راوی؛ ٣. جرح بعضی از اعاظم اهل سنت نسبت به محمد بن هارون؛ مانند تفتازانی در شرح المقاصد[٦]، فخرالدین رازی در الاربعین[٧] که اهل سنت او را مانند راوندی رمی به اعتزال نمودهاند.[٨]
میرداماد بر نظریه خود برای تعدیل راویان اصرار میورزد و بنای صحت روایت راویان بسیاری را بر
[١]. همان، ص ١٦٤.
[٢]. ضوابط الرضاع، نسخه خطی، ص ١٦٢.
[٣]. الرواشح السماویة، ص ٢٠٠.
[٤]. رجال الطوسی، ش ٦٢٦٤.
[٥]. الخلاصة، ص ٢٥٤.
[٦]. معجم رجال الحدیث، ج ١٨، ص ٣٣٥.
[٧]. الرواشح السماویة، ص ٩٣.
[٨]. شرح المقاصد، ج، ٥، ص ٢٦١.