علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٢ - نوادر حکیم میرداماد در علم الحدیث
١. مجهول لغوی و اصطلاحی:
مجهول لغوی آن است که نه حال راوی آن معلوم باشد و نه در کتب رجال نامی از او برده شده باشد، امّا مجهول اصطلاحی بدین معناست که اصحاب رجال حکم به جهالت راوی خاصی نمایند؛ مانند مجهول بودن اسماعیل بن قتیبه که از اصحاب امام رضا و بشیر المستنیر که از اصحاب امام باقر است.
میرداماد بر خلاف سیره رجالیان که راوی مجهول لغوی را نشانۀ ضعف سند روایت میدانند،[١] میگوید:
حدیث ضعیف ـ که در تقابل با حدیث صحیح، حسن، موثق و یا قوی است ـ تعریف خاصی را دارد و نمیتوان به صرف مجهول بودن راوی، حدیث را ضعیف و آن را موجب طعن راوی دانست. مجهول بودن راوی، غیر معلوم بودن حال وی از جهت جرح و تعدیل است. بنا بر این، این گونه روایت را نه ضعیف و نه صحیح میدانیم و مجوزّی برای تضعیف نخواهیم داشت.[٢]
با تفحص در کتب رجالی، مانند رجال الطوسی، رجال ابن الغضائری، رجال النجاشی و الخلاصة علامّه در مییابیم که ١١٤ راوی مجهولاند. این در حالی است که مجهول در اصطلاح بر دو امر اطلاق میگردد:
الف. صفت برای حدیث، و آن روایتی است که از راوی غیرموثق و غیر ممدوح و غیرمجروح روایت شده باشد؛ مانند این که میگویند: «عن رجل»، «ممن حدَّثه» و...[٣]
ب. صفت برای روایتکننده، و آن فردی است که ائمه رجال، حکم به مجهول بودن او دادهاند[٤] و در کتب رجالی تصریحی بر عدالت و وثاقت و ضعف و یا جرح او نیامده است[٥].
از عبارات میرداماد دانسته میشود هر دو اطلاق در مجهول اصطلاحی مورد نظر است؛ بدین ترتیب که از جرح و تعدیل روایت کننده خصوصیت روایت به دست میآید.
[١]. الوجیزة، ص ٥.
[٢]. بعضی از نوادر غیر مرتبط به بحث عبارتاند از:
الف. خبر واحد غریب:
در تعریف مشهور آمده است: خبر واحد غریب روایتی است كه فقط یک راوی آن را نقل نموده باشد؛ گرچه طُرُق به او یا از آن راوی متعدد باشد. میرداماد به گونهای دیگر به تعریف آن پرداخته، میگوید: روایتی كه فقط یک راوی آن را روایت نموده است، به نحوی كه یک راوی در طبقه اول و یا دو راوی در طبقات بعدی باشند (الرواشح، ص ٢٠٢). این گونه تعریف به محقق میرداماد اختصاص دارد. میرداماد در تعریف غریب میگوید: «من الذائع المقّرر عند ائمة هذا الفن اَن العدل الضابط مِمَّن یُجمع حدیثه و یقبل لعدالته و ثقته و ضبطه اذا انفرد بحدیث سمی غریباً». و از طرف دیگر، غریب را به صحیح و غیر صحیح تقسیم میکند. شاید مرادش از صحیح، حدیث مقبول بوده است ( الرواشح، ص ٢٠٢).
ب. غریب الفقه:
میرداماد در تقسیمی دیگر، غریب را به غریب لفظی و یا فقهی و اسنادی تقسیم مینماید: این تقسیم غیر از تقسیم غریب به غریب متناً و اسناداً و اسناداً لامتناً است که در خبر غریب بحث میشود در این جا غریب را از جهت لفظ توضیح میدهد و میگوید: «لفظاً و فقهاً، لامتنأ و اسناداً». غریب لفظی، چه در قرآن و چه در حدیث، آیهای از قرآن و یا متنی از حدیث را گویند که دارای الفاظ دشوار و دور از فهم باشد و آن به خاطر کمی استعمال آنهاست» (مقدمه ابن صلاح، ص ١٦٤). کتب بسیاری در این فن به نام غریب القرآن و یا غریب الحدیث نگاشته شده است. آقا بزرگ تهرانی نام هفده کتاب غریب القرآن را آورده است (الذریعة، ج ١٦، ص٤٧ ـ ٥٠). ابن اثیر نیز در مقدمه النهایة تعدادی از مؤلفین غریب الحدیث را نام میبرد (النهایه فی غریب الحدیث ج ١، ص ٥ ـ ٧). غریب الحدیث مرحوم طریحی جامع همه کتب در این موضوع است.
گفته میّشود نخستین کسی که به تألیف کتاب در غریب الحدیث اقدام کرد، ابوعبیده معمر بن مثنی و یا نضر بن شمیل است (مقدمه ابن صلاح، ص ٣٩٧).
غریب الفقه اصطلاحی بدیع است. میرداماد در تعریف آن آورده است:
«فهو ما یتضمن بظاهر المتن و باطنه نکتهً غامضه امّا من حقایق المعارف و دقایق الأسرار او من شرایع الاحکام و وظایف الأدب المستنبطة منه ببالغ النظر و دقیق التأمل» (الرواشح، ص ٢٥٠). در کتب شیعه معمولاً مشکلات احادیث فقهی در ضمن کتب غریب القرآن آمده، ولی غریب الفقه در علم الحدیث نیامده است. در فقه عامه کتابهایی به نام غریب الفقه نوشته شده است؛ از جمله غریب الفقه از منصور محمد بن احمد الازهری اللغوی (م ٣٧٠ ق) است. حاجی خلیفه بابی را در کشف الظنون به این دست کتب اختصاص داده است ( کشف الظنون، ج٢، ص ١٢٠٣).
[٣]. شرح البدایة، ص ٦٦.
[٤]. الرواشح السماویة، ص ١٠٤ ـ١٠٦.
[٥]. اصول الاخیار، ص ١٠٢.