علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٥ - حجیّت قول صحابه
عادل بودند؛ پس از جنگها و خونریزیها باید از عدالت آنان بحث کرد.[١] ابوحنیفه همه صحابه را عادل میداند، جز چند نفر؛ ابوهریره و انس بن مالک و... .[٢]
گروه دوم. کسانی که تعداد صحابه مشکوک را محدود میکنند و میگویند صحابهای که اسم آنها عبدالله است، یکصد و بیست نفرند که در عدالت آنها اختلاف است.[٣]
گروه سوم. به ظاهر عقیدهای معتدل و عاقلانه مانند شیعه دوازده امامی دارند. آمدی و ابن حاجب در لزوم بحث از عدالت صحابه گفتهاند که آنان نیز مطلقاً مانند غیر صحابهاند.[٤] فقط صحابی بودن برای هیچ کس عصمت نمیآورد؛ در بین صحابه هم عادل و هم غیرعادل وجود دارد که گروهی از بزرگان اهل سنّت مثل تفتازانی، ابن عماد، شوکانی و از ایشان اشخاصی همچون محمد عبده و بعضی از شاگردان او و دیگر نویسندگان و دانشمندان معاصر به این اعتقاد تصریح کردهاند.[٥]
البته با اندک تأمّلی مشخص میگردد که این دیدگاه تعداد صحابه مشکوک را آن قدر اندک میکند که تعداد بسیار محدودی از حیطه عدالت خارج میگردند و اکثریت قریب به اتفاق صحابه را عادل میدانند. پس میتوان گفت که این دیدگاه تقریباً با دیدگاه قبلی تطابق دارد.
جایگاه عدالت صحابه نزد شیعیان
مطرح شدن موضوع عدالت همه صحابه، جریحهدار کردن احساسات دینی شیعیان را به دنبال داشت. گر چه این کار در دایرههای فقهی غیرشیعی به انگیزۀ توسعه بخشیدن به دامنه روایات صورت گرفته بود، امّا از دیدگاه شیعه ـ که از ابتدا به شدت به مسائل سیاسی حساس بود و معتقد بودند که اهل بیت پیامبر از طرف برخی از صحابه مورد ظلم و محرومیت قرار گرفتهاند ـ به معنای محق دانستن این اشخاص و نیز کسانی بود که با امام علی جنگیده بودند و عمار یاسر را به شهادت رسانیده بودند. شیعیان این ظلم و خطاکاری را دقیقاً در جهت مخالف با تأکیدات پیامبر در زمان حیات خود، در بارۀ حفظ جایگاه سیاسی خویش میدانستند.
از دیدگاه شیعه عدالت صحابه، همانند غیر صحابه است و صرف مصاحبت با پیامبر در ثبوت عدالت کفایت نمیکند.[٦] شیعه در این زمینه قایل به تفصیل است و میگوید باید تک تک صحابه را مورد بررسی قرار داد و رفتار و اعمال آنان را با قرآن و سنّت صحیح تطبیق داد؛ امّا اگر کسی که خلاف قرآن و سنّت در حقش ثابت شود عدالتش زیر سؤال است؛ مانند مروان ابن حکم، بسر ابن ارطاه، مغیره ابن شعبه، ولید ابن عقبه و بعضی از بنی امیه.[٧] همچنان که حضرت علی برخی صحابه را مدح و برخی
[١]. المستصفی فی علم الاصول، ج ١، ص ١٣٨.
[٢] . الباحث الحثیث، ج٢، ص ٤٩٨.
[٣] . الفیة الحدیث، ص٣٤٩؛ روح المعانی، ج٦، ص ١٤٠.
[٤] . الاستیعاب، ج١، ص٢.
[٥] . روات الثقات، ج١، ص٣٤.
[٦] . التفسیر والمفسرون ذهبی، ج١، ص٣٤.
[٧] . میزان الاعتدل فی نقد الرجال، ج١، ص٢.