علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢١٢ - حجیّت قول صحابه
محرمات بر میانگیزد و فاسق کسی است که گناهی را با این اعتقاد که گناه است، انجام دهد؛ چون اگر با اعتقاد به اباحه چیزی آن را انجام دهد، از عدالت خارج نمیشود.[١] علامه طباطبایی در تعریفی مفصلتر میگوید که عدالت فقهی هیأتی نفسانی است که آدمی را از ارتکاب کارهایی که بر نظر عرف متشرع گناه کبیره است، باز میدارد و امّا ملکۀ عدالت در اصطلاح ملکه، راسخ به حسب واقع است، نه به نظر عرف. این معنایی که ما برای عدالت گفتیم، معنایی است که از مذاق و مذهب امامان، بنا بر روایاتی که از آن حضرات نقل شده، نیز استفاده میشود.[٢]
با جمعبندی نظریات فوق، میتوان گفت که عدالت ملکهای نفسانی است که در درون فرد قرار دارد و او را از انجام کبیره و اصرار بر صغیره باز میدارد.
بررسی عدالت صحابه
بررسی عدالت صحابه از آن جهت حایز اهمیت است که اهل سنّت معمولاً پس از پذیرفتن و اثبات تقریبی همه صحابه قول آنان را به جهت عادل بودنشان معتبر دانستهاند و روایاتشان را بدون فحص و بررسی قبول میکنند. همچنین در ادامه باید بررسی نمود که عدالت برخی از صحابه از منظر شیعه چه تأثیری بر حیت قول صحابه خواهد داشت؟
عدالت صحابه از دیدگاه اهل تسنّن
در بسیاری از کتب، به اهل تسنن نسبت دادهاند که آنها معتقدند همه صحابه، بدون استثنا، عادلاند. این در حالی است که در بین آنان افرادی پیدا میشود که قایل به عدالت برخی از صحابه باشند. اکنون در ادامه بحث به دیدگاههای موجود بین اهل سنّت در بارۀ عدالت صحابه میپردازیم.
١. عصمت همه صحابه
معروف است که اهل سنت به عدالت صحابه و بلکه تابعان معتقدند. از این رو، در بعضی از سخنان اهل سنت، علاوه بر عدالت، به عصمت آنها گاهی به عنوان یک نظریه و گاهی به عنوان یک احتمال پذیرفته شده، مینگرند. همانگونه که در تعریف آنان از عدالت بررسی کردیم، بعضی از آنان کوچکترین نسبت گناهی را به صحابه کفر میدانند.[٣] لازم به ذکر است که برخی از اهل سنّت، عصمت را حتَی در انبیا نیز نپذیرفتهاند و قهراً به طریق اولی در مورد صحابه نیز نخواهند پذیرفت، ولی به هر حال گاهی مسألۀ عصمت نیز این گونه مطرح میکنند:
نخست، همیشه اهل سنّت در فقه و بلکه در عقاید به اقوال و عمل صحابه استناد میکنند. دلیل آن است که مراد آنان از عدالت باید چیزی فراتر از معنای مصطلح امروزی عدالت باشد، زیرا قول و فعل یک شخص عادل نمیتواند مدرک حکم باشد؛ مگر این که علاوه بر عدالت، خطا و نسیان و هیچ گونه لغزشی نیز نداشته باشد.
[١]. العین، ج ٢، ص ٣٩.
[٢]. معجم المقاییس اللغة، ج ٤، ص ٢٤٦؛ العین، ج ٢، ص ٣٨.
[٣]. الکفایة، ص ٨١ ـ ١٠١.