علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٩٦ - درنگی در تأویل روایات
محکمی دارد و متشابهی و ... نیل به کنه قول حضرت رسول - مستلزم اکتناه حقیقت خودِ قایل خواهد بود ـ میسور غیر اهل بیت عصمت و طهارت نیست.[١]
گرچه یکی از مهمترین و لازم ترین راههای شناخت قرآن، تفسیر آن به سنت معصومان است، لکن فهم سنت نیز همانند قرآن کاری است بس دشوار؛ زیرا معارف اهل بیت عصمت و طهارت همتای مطالب قرآن کریم، قول ثقیل است و ادراک قول وزین صعب است؛ خواه به صورت قرآن تجلی کند و خواه به صورت سنت تبلور یابد؛ زیرا ریشه هر دو از «لدن» نزد خدای حکیم است؛ لذا در تعریف سنتشناسی نیز قید «به قدر طاقت بشری» مأخوذ است؛ چنان که در معرفت قرآن نیز همین قید اخذ شده است.
گذشته از دلیل مزبور، سند دیگری بر صعوبت سنتفهمی وجود دارد که آن را مرحوم کلینی در جامع کافی از حضرت صادق چنین نقل کرد: «ما کلم رسولالله العباد بکنه عقله قط»؛[٢] یعنی حضرت رسول در تمام عمر شریفش با بندگان خدا به مقدار فهم نهایی و اندیشه نهانی و عمق شهود و ژرفای دانش خود سخن نگفت.[٣]
در اینجا نمونههایی از تأویلهای گروه یاد شده را ذکر خواهیم کرد.
ملاصدرا روایت «من مات فقد قامت قیامته» از رسول اکرم را در کتاب المظاهر الالهیه نقل نموده و به تأویل آن پرداخته است. وی میگوید:
و بدان همچنان که شخص آدمی میمیرد و روح از بدنش بیرون میرود و بنابر سخن رسول اکرم که فرمود: «من مات فقد قامت قیامته» قیامت او بر پا میگردد؛ در این هنگام آسمان او ـ که همان پردههای دماغی وی است ـ شکافته میشود و ستارگان او ـ که همان قوای مدرکه وی است ـ پراکنده میشود و اختران او ـ که همان حواس وی است ـ تیره میشود و خورشید او -که همان قلب و سرچشمۀ انوار قوا و حرارت غریزی وی است- درهم نوردیده میشود، و زمین او ـ که همان بدن وی است ـ لرزان میشود و کوه او ـ که همان استخوانهای وی است ـ خرد میشود و وحوش او ـ که همان قوای محرکه وی است ـ دوباره زنده میشود. انسان کبیر یعنی همۀ عالم جسمانی که جانوری مطیع خدا و متحرک به اراده است، نیز به همین نحو میمیرد، چه عالم جسمانی بدنی واحد دارد که همان جرم کلّ است و طبعی واحد و ساری در جمیع دارد، که همان طبیعت کل است، و نفسی واحد و کلی، و روحی کلّ دارد که بر جمیع عقول مشتمل است، و از آن به عرش معنوی که خدای رحمان بر آن مستقر است تعبیر میشود. پس بدن و طبیعت عالم جسمانی هلاک شونده و فنا پذیرند؛ ولیکن روح و نفس آن در جهان آخرت برانگیخته خواهند شد و بسوی پروردگار خود برخواهند گشت و نزد او باقی خواهند ماند: «کل من
[١]. و فتح باب التأویل فی كلها هدم لدین الاسلام... فاذا یجب الاخذ بجمیع ظواهرالكتاب و السنه من دون تأویل و توجیه ابداً (تقریرات، ص ١٩٠ و ١٩١).
[٢]. ر. ک: عارف و صوفی چه می گویند؟ ص ٢٥٣ ـ ٢٥٥.
[٣]. مكتب تفكیك، ص ٧٩.