علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٠ - درنگی در تأویل روایات
معنای خبر آن است که هر کس که مردم را دست اندازد، و به ریشخند و استهزا کردن آنان بپردازد، خداوند چنان کند که او را دست اندازند و استهزا کنند.[١]
همچنین او حدیث زیر را نقل کرده، به شرح واژگان آن پرداخته است:
روی أنّ النبی خرج مع أصحابه الی طعام دعوا الیه فاذا بالحسین، و هو صبی یلعب مع صبیّة فِی السکّة، فاستنتل رسول اللّه أمام القوم، فطفق الصبی یفرّ مرّة هاهنا، و مرّة هاهنا و رسول اللّه یضاحکه، ثم أخذه فجعل احدی یدیه تحت ذقنه والأخری تحت فأس رأسه وأقنعه فقبّله وقال: أنا من حسین، و حسین منی، أحب اللّه من أحبّ حسیناً، حسین سبط من الأسباط[٢].
در ذیل حدیث یاد شده مینویسد:
معنای استنتل، تقدم است. گفته میشود: استنتل الرجُل استنتالاً و ابرنتی ابرنتاً، و ابرنذع ابرنذاعاً، اذا تقدم. ابن انباری چنین گفته است. در کتاب یکی از پیشینیان، در علم لغت، یافتم که گوید: استنتلتُ الامر، به معنای آماده شدن برای آن است. و استنتل الرجل یعنی از قوم جدا و تنها شد و گفته میشود استنتل یعنی أشرفَ. این معانی نزدیک به هم هستند و [واژه به کار رفته] در خبر با هر یک از آنها مناسب است.«سکّه» به منازل و نخلهای صف کشیده گفته میشود. معنای «طفق»، «مازال» است. شاعر گوید:
طفقت تبکی و أسعدها فکـلانـا ظاهـر الکمـد
و «فأس الرأس» سلسله موی پشت سر است. معنای «أقنعه»، طبق نظر ابن انباری، «رفعه» و طبق نظر دیگران، «اقنع ظهره اقناعاً اذا طأطأ ثم رفعه برفق» است. «الأسباط» در اصلْ درباره فرزندان اسحاق [و] مانند قبایل در بنی اسماعیل است. ابن انباری گوید: اسباط همان صبیة و صبوة است که با یاء و واو، هر دو، به کار میرود.[٣]
نوع دیگر از اقسام تأویل ادبی فهم کنایه، مجاز و استعاره به کار رفته در متون روایی است که توجه به آنها در فهم معنا و مقصود حدیث ضروری است. آنچه در اینجا آورده میشود، مصادیقی از کاربرد این گونه صناعات ادبی، در متون روایی است:
در حدیثی آمده است:
و روی أنّ الكعبة شكت إلی اللّه ـ عزّوجلّ ـ ما تلقی من أنفاس المشركین. فأوحی اللّه ـ تعالی ـ إلیه: قرّی یا كعبة! فإنّی مبدلك بهم قوماً یتنظفون بقضبان الشجر، فلمّا بعث اللّه عزّوجلّ ـ نبیه محمّداً نزل علیه روح الأمین جبرئیل بالسواك؛[٤]
[١]. الكافی، ج١، ص٤٠١.
[٢]. همان، ج ١، ص ٢١٩.
[٣]. همان، ج ١، ص ٦٣٠ ـ ٦٣١.
[٤]. کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٢٤٤، ح ٢٣١٠.