علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٣ - درنگی در تأویل روایات
(بازگشتگاه) دانسته است.[١] از ابوالقاسم زجّاجی (م٣٣٧ق) نیز نقل شده که معنای لغوی تأویل «مَرجِع و مَصیر» است.[٢] کسانی چون جوهری در صَحاح اللغة، ازهری در تهذیب اللغة، ابن اثیر در النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، فیروزآبادی در بصائر ذوی التمییز،[٣] ابن منظور در لسان العرب، شریف رضی در حقایق التأویل[٤] این پیوند معنایی را تأیید کرده و با تعبیراتی چون «اِبداءُ عاقبة الشی» (آشکار کردن سرانجام یک چیز)، «مایَؤولُ الیهِ الشیء» (آنچه یک چیز بدان بازمیگردد) و «ما یَؤول الیهِ اَمْرُهم» (آنچه سرانجام کارشان بدان بازمیگردد) کوشیدهاند تا معنای مراد از واژۀ تأویل را بیان کنند.[٥] به گفتۀ فیروزآبادی،[٦] تأویل با واژۀ اَوَّل نیز هم معنا دانسته شده است (تأویل کلام یعنی برگرداندن سخن به آغاز آن)، همچنان که برخی آن را با واژۀ ایالۀ به معنای سیاست مرتبط کردهاند. وجه این ارتباط در توضیح ازهری، و به نقل از او ابن منظور، در بارۀ «تأویل کلام» آمده است؛ «اُلْتُ الشی» به معنای گرد آوردن و سامان دادن است و چنین مینماید که «تأویل» عبارت است از گرد آوردن چند معنای مشکل در یک لفظ روشنِ بیاشکال.[٧] تأویل در باره لفظی به كار میرود كه یک معنای ظاهری دارد كه معنای اصلی آن است، اما به جهت وجود دلیلی یا قرینهای آن را بر معنای غیر ظاهری خود حمل كنند؛ به طوری كه اگر آن قرینه وجود نداشت، بر همان معنای اصلی حمل میگردید. به عبارت دیگر، دستبرداشتن از ظاهر كلام و به سراغ معنای غیر ظاهری رفتن به جهت شاهد یا دلیلی كه بر آن دلالت دارد، تاویل آن كلام است.[٨]
ب. فراوانی و معنای واژه تأویل در احادیث
واژۀ تأویل و مشتقات آن در حدیث، بویژه حدیث شیعه، و غالباً مرتبط با قرآن، بسیار آمده است [٩]و در موارد نسبتاً زیادی این کاربردها به مناسبت بحث از آیات قرآن، واژۀ تأویل ناظر به امر خارجی است؛ برای مثال در بارۀ آیۀ ٣٩ سورۀ انفال امام باقر بیان کردهاند که «تأویل این آیه هنوز نرسیده است».[١٠] در توضیح آیۀ ٣٣ سورۀ احزاب، امام صادق گفتهاند که «تأویل این آیه واقع شد»؛[١١] در بارۀ آیۀ ٦ سورۀ قصص از پیامبر روایت شده است که «ما تأویل این آیهایم».[١٢] در حدیثی دیگر به نقل از امام باقر آمده
[١]. التعارض والترجیح بین الادلة الشرعیة، ج ١، ص ٢٨٨؛ شرح مشکل الاثار، ج ١، مقدمة ارنؤوط، ص ٣ ـ ٤.
[٢]. ر.ک : روشهای تأویل قرآن : معناشناسی و روش شناسی تأویل در سه حوزه روایی، باطنی و اصولی، ص ٢٦٧ ـ ٣٠٨.
[٣]. مختلف الحدیث بین الفقهاء و المحدثین، ص ٧ ؛ الحدیث و المحدثون، او، عنایة الامة الاسلامیة بالسنة النبویة، ص٤٧١.
[٤]. ر.ک: علوم الحدیث، ص ١١٢؛ منهج النقد فی علوم الحدیث، ص٣٤١.
[٥]. الاستبصار، ج ١، ص ٥٣ ـ ٥٤.
[٦]. امالی المرتضی ، ج ١، ص ٣١ ـ ٣٢، ٣٤٠ ـ ٣٤١.
[٧]. مفردات الفاظ القرآن، ص ٩٩.
[٨]. معجم مقاییس اللغة، ذیل «اول».
[٩]. ر.ک : الصاحبی فی اللغة و سنن العرب فی کلامها، ص ١٩٣.
[١٠]. ر.ک : مجازالقرآن، ج ١، ص ٨٦ .
[١١]. ر.ک : نزهة الأعین النواظر فی علم الوجوه و النظائر، ص ٢١٦.
[١٢]. بصائر ذوی التمییز، ج ١، ص ٧٩ ـ ٨٠.