علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٢ - مأخذشناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوره هل اتی
ج. «علی بن ابراهیم قمی عن ابیه عن عبد الله بن میمون القداح عن ابی عبد الله».[١]
د. «حدثنا أحمد بن الحسن القطان قال: حدثنا عبد الرحمن بن محمد الحسنی قال: حدثنا أبو جعفر محمد بن حفص الخثعمی قال: حدثنا الحسن بن عبد الواحد قال: حدثنی أحمد بن التغلبی قال: حدثنی أحمد بن عبد الحمید قال: حدثنی حفص ابن منصور العطار قال: حدثنا أبو سعید الوراق، عن أبیه ، عن جعفر بن محمد، عن أبیه عن جده».[٢]
از میان این اسناد، سند نخست به دلیل مجهول الحال بودن حسن بن مهران و سلمه بن خالد، و سند دوم به دلیل ناشناخته بودن محمد بن ابراهیم، هاشم بن احمد، محمد بن بحر و روح بن عبدالله ضعیف تلقی میشوند. سند سوم نیز، گرچه تا علی بن ابراهیم صحیح است، امّا به دلیل مجهول الحال بودن واسطه بین او و نسلهای بعد ضعیف به شمار میآید؛ زیرا تفسیر علی بن ابراهیم، نگاشته خود او نیست و توسط کسی گردآوری شده که وضعیت آن بر رجال شناسان مجهول است. سند پایانی نیز، همه روات آن تا امام صادق جز احمد بن تغلبی در منابع رجالی ناشناختهاند.
اسناد روایات ابن عباس
الف. طریق مجاهد
١. «حدثنا محمد بن إبراهیم بن إسحاق حدثنا أبو أحمد عبد العزیز بن یحیی الجلودی البصری، حدثنا محمدبن زکریا حدثنا شعیب بن واقد»[٣] و«قال الشیخ أبومحمد الحسن بن أحمد بن محمدبن علی الشیبانی العدل: أخبرنا أبو حامد أحمد بن محمد بن الحسن بن الشرفی، حدثنا أبو محمد عبد الله بن محمد بن عبدالوهاب الخوارزمی حدثنا أحمد بن حماد المروزی، حدثنا محبوب بن حمید القصرى»[٤]: «حدثنا القاسمبن بهرام عن لیث، عن مجاهد، عن ابن عباس».
از رجال این سند، شعیب بن واقد، عبد الله بن محمد بن عبدالوهاب و محبوب بن حمید، مجهولالحال و قاسم بن بهرام[٥] و لیث بن ابی سلیم[٦] ضعیف تلقی میشوند. وثاقت یا ضعف احمد بن حماد نیز مورد اختلاف است. [٧]
ب. طریق ابو صالح
١. «قال الثعلبی: أخبرنا عبد الله بن حامد، أخبرنا أبو محمد أحمد بن عبد الله المزنی، حدثنا أبو الحسن محمد بن أحمد بن سهیل بن علی بن مهران الباهلی، حدثنا أبو مسعود عبد الرحمان بن فهد بن هلال، حدثنی القاسم
[١]. برای آگاهی از پاسخ این شبهه، ر.ک : مجمع البیان، ج ١٠، ص٤٠٤ ـ ٤٠٥؛ سعد السعود، ص٢٩١ ـ ٢٩٤؛ الغدیر، ج٣، ص١٦٩ ـ ١٧١.
[٢]. الموضوعات، ج ١، ص ٣٩٢.
[٣]. البدایة و النهایة، ج ٥، ص ٣٥١.
[٤]. منهاج اهل السنة، ج ٧، ص ١٧٤ ـ ١٧٩.
[٥]. گر چه احتمال دخل و تصرف یا کم و زیاد نمودن سبب نزول مزبور از جانب برخی روات منتفی نیست، لیکن این امر به اصل ماجرا خدشهای وارد نمیسازد.
[٦]. برای تعیین طبقات، از کتابهای طرائف المقال بروجردی؛ لسان المیزان و تقریب التهذیب ابن حجر؛ تذکرة الحفاظ و تاریخ اسلام ذهبی استفاده نمودهایم. ضمناً با توجه به این که با گذر زمان بر تعداد روات آن در هر طبقه افزوده میشود، در نمودار مزبور، تنها طبقات روات را تا اواخر قرن پنج دنبال نمودیم.
[٧]. خلاصة الاقوال، ص٣٢٣؛ معجم رجال الحدیث، ج ٢، ص ١١١ ـ ١١٣؛ میزان الاعتدال، ج ١، ص ٩٤.