علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤ - جهاد ابتدایی در قرآن و سیره پیامبر
است.
لکن ممکن است اشکال شود که حکم به عدم وجوب در مورد اوامر واقعه عقیب الحظر مختصّ به مواردی است که قراین دیگری در کلام نباشد. و چنانچه چنین قرینههایی وجود داشته باشد، به درستی میتوان حکم نمود که این اوامر بر وجوب دلالت مینمایند. و در این آیه، سیاق آیه را مییابیم با توجّه به تکرار و تأکیدی که وجود دارد، و خصوصاً ذیل آیه که رها کردن مشرکان را مشروط به ایمان آوردن آنان مینماید. این همه را میتوان به خوبی قراینی دانست که بر اراده وجوب از این اوامر دلالت میکنند.
پس از قبول این مطلب، به سبب نزول آیه و احوال زمان نزول آن نظر میافکنیم. علامه طباطبایی «أل» در «الأشهر الحرم» را عهد ذکری دانسته، که «مقصود از ماههاى حرام همان چهار ماه سیاحت است که قبلاً نام برده و به عنوان ضرب الاجل فرموده بود:" «فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ، نه ماههاى حرام معروف»[١]. و هم ایشان در بیان این چهار ماه میگوید:
این که قرآن مردم را دستور داد که در چهار ماه سیاحت کنند کنایه است از این که در این مدت از ایام سال ایمن هستند، و هیچ بشرى متعرض آنان نمىشود، و مىتوانند هر چه را که به نفع خود تشخیص دادند انجام دهند زندگى یا مرگ.[٢]
آغاز این چهار ماه، مطابق نظر ایشان، از همان روزی است که طبق آیه بعدی اعلان برائت از مشرکین صورت میگیرد. آیۀ﴿وَ أذانٌ مِنَ اللهِ و رَسولِهِ ...٦٤٨٣٠; در حقیقت اعلان جنگی است به مشرکینی که توبه نکرده و ایمان نیاورند، امّا در آیه بعد از آن، پارهای از مشرکان را از تحت این حکم خارج میسازد، که در واقع «استثنایى است از عمومیت برائت از مشرکین، و استثناشدگان عبارتاند از مشرکینى که با مسلمین عهدى داشته و نسبت به عهد خود وفادار بودهاند، و آن را نه مستقیماً و نه غیر مستقیم نشکستهاند، که البته عهد چنین کسانى را واجب است محترم شمردن»[٣]،که نقض عهد مستقیم را مواردی همچون کشتن مسلمانان معنا میکند، و نقض عهد غیر مستقیم را به کمک نظامى به کفار علیه مسلمین مرتبط میسازد.
به این ترتیب، به خوبی دانسته میشود که امر کشتن، دستگیر کردن، به محاصره در آوردن، و در کمین نشستن، همگی مربوط به این گروه مستثنی منه است؛ یعنی هم آنان که نقض عهد نمودهاند. سیاق آیات بعدی نیز به خوبی گواه عدم جنگ طلبی مسلمانان، و پای بندی ایشان به معاهدههای صلح منعقده میان ایشان و مشرکان است.
چون خداى سبحان (در آیههاى گذشته) به نقض پیمان و عهد مشرکین دستور فرمود در اینجا بیان فرماید که: علت این دستور همان پیمانشکنى است که از آنها به ظهور پیوست، ولى در مقابل دستور به پایدارى میدهد براى آن دسته از مشرکانى که پاىبند پیمان بودند.[٤]
[١]. بحوث فی علم الاصول، ج ٢، ص ١١٧.
[٢]. المیزان، ج ٩، ص ١٥١.
[٣]. همان، ص ١٤٧.
[٤]. همان، ص ١٥٠.