علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٣٠ - آموزههای دینی و نظریه برچسبزنی
ملامت نکند.[١]
علامه مجلسی در توضیح این گونه سرزنش نکردن آورده است:
هیچ کس دیگری را سرزنش نکند، به دلیل این که مطالب دقیق را نمیفهمد یا از بعضی معارف، کمفهمی دارد یا در به دست آوردن فضایل و اخلاق حسنه،توانایی ندارد و نمازهای نافله و سایر مستحبات را ترک میکند... به درستی که خداوند، بر مردم، اگر به اندازه ظرفیت آنها تکلیف نکرده و نه در انجام دادن گناهان و نه در ترک واجبات مجبور نیستند؛ امّا ممکن است که در توان بعضی از آنها، معرفت امور دقیق و اسرار ژرف نباشد. پس در این صورت، به این امور، تکلیف نمیشوند. همچنین در به دست آوردن بعضی از مراتب اخلاص و یقین و غیر این مراتب، از مکارم و اخلاق، مورد سرزنش نیستند. پس تکالیف نسبت به بندگان، مختلف است و یا به اندازه اختلاف قابلیتها و استعدادهای آنها و سزاوار نیست کسی که قابلیت و مرتبهای را ندارد، مورد ملامت واقع شود که: چرا این مرتبه را درک نمیکنی و برای مثال نمیتوانی آن گونه که امیر مؤمنان علی نماز میخواند، نماز بخوانی.
پس در این حدیث، به ظرفیتهای افراد در فهم ارزشها و پایبند ماندن به هنجارهای متکی بر آن، توجه شده است و در نتیجه، به لزوم تفاوت برخوردهای کنترلی بر این اساس نیز اشاره شده است که یکی از مبانی روانشناختی دیدگاه برچسبزنی در پیشنهاد دادن فرآیندهای «تغییر مسیر» و نظام کنترلی خاص کجروان است.
٢ ـ ٤. طبیعت اثرپذیر، از قضاوت دیگران
در نظریه برچسبزنی، به این نکته اشاره میشود که افراد جامعه، طبیعتاً از قضاوت دیگران، اثرپذیر هستند. نظریهپردازان برچسبزنی معتقدند که قضاوت دیگران مهم، در شکلگیری شخصیت افراد، بسیار مهم و اساسی است، به نحوی که شکلدهی شخصیت آنان، به قضاوتهای آنان (دیگران مهم) بستگی دارد.[٢]
«برای نمونه، چارلز هورتون کولی، در بحث (خودآیینهای) میکوشد تا به عنوان عنصرِ مرکزی در شخصیت افراد، شخصیت فرد را آیینهای قلمداد کند که تصویر شکل گرفته در درون آن، بازتاب اثرگذاریهای اجتماع و افکار و قضاوتهای دیگران در بارۀ اوست. آیینهای که هر فرد، چگونگی واکنش دیگران را نسبت به خود، در آن مشاهده میکند؛ برای مثال، از نحوه واکنشهای مردم نسبت به خود میآموزد که زشت است یا زیبا، مشهور است، یا گمنام، محترم است یا فاقد احترام».[٣]
در کتابهای لغت حیا، عبارت از کنارهگیری از فعل قَبیح، به خاطر ترس از سرزنش است.[٤] و همچنین راغب اصفهانی نیز به همین مضمون اشاره کرده است.[٥] فرد بیحیا، برای حضور دیگران، هیچ
[١] .جامعهشناسی کجروی، ص ٢٢٠.
[٢] . در خصوص نکات فوق، ر. ک : آسیبشناسی اجتماعی، ص ١٧٠؛ مبانی جامعه شناسی، ص ٢٢٥ (به نقل از جامعهشناسی کجروی، ص٢٢١).
[٣] . المیزان، ج ٦، ص ٣٥٩، ٣٦٣؛ به نقل از: گزارههای دینی و طبیعت اجتماعی کجروی، ص ١٥٢.
[٤] . احکام قرآن، ج ٥، ص ٢٢٨ ـ ٢٢٩؛ التبیان، ج ٨، ص ٣٣٤ ـ ٣٣٥؛ المناقب، ج ٢، ص ١١٦، به نقل از: گزارههای دینی و طبیعت کجروی، ص ١٥٣.
[٥] . المناقب، ج ٤، ص ٢٣٦ ؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج ١٨، ص ٢٠٥. عبارت درون کروشه در روایات المناقب وجود ندارد.