علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٠٩ - پژوهشی در بارۀ خطبههای جمعه و عیدین امام علی
اندک مدت کوتاهی، شاهد سه جنگ داخلی بوده است. بی شک پیمان شکنی اصحاب جمل و سرکشی معاویه و عدم تبعیت وی از حضرت و در نهایت معضل گروه نهروان، از جمله معضلات و چالشهای جدی حضرت در امر کشورداری به شمار میآمده است.
از میان سه جنگی که در دوران زمامداری علی اتفاق افتاد، جنگ صفین بیشترین زمان را به خود اختصاص داده است و حضرت بیشترین وقت خویش را صرف مبارزه با کج رویهای معاویه و مردم شام، نمودهاند؛ از این رو، بیشترین حجم ادبیات حماسی خطبهها به آماده سازی جامعه برای مقابله با توطئههای معاویه است.
حضرت در رابطه با آماده شدن برای جهاد با معاویه، خطاب به مردم کوفه چنین میفرماید:
شما یاوران حق، برادران دینی، سپرهای روز گرفتاری و پیكار و رازداران در برابر افشا كنندگان اسرار هستید. با نیروی شما پشت كنندگان به حق را میكوبم، و به كمک شما، به اطاعت رویآوران به حق، امیدوارم... .[١]
همچنین، در خطبه دیگر برای تهییج مردم به جهاد و جنگ، چنین فرمودهاند:
و حق جز با تلاش و كوشش به دست نمیآید، شما كه از خانه خود دفاع نمیكنید چگونه میتوانید از خانه دیگران دفاع كنید و با كدام پیشوا و امام پس از من، به مبارزه خواهید رفت؟.[٢]
از جمله موارد دیگری که حکایتگر ادبیات حماسی خطبههای حضرت دارد، دعوت مردم به جهاد ـ آن هم با جان و مال خویش ـ است. و نهایت این که، دعا برای لشکریان اسلام و آرزوی پیروزی برای آنان، موارد دیگری از ادبیات حماسی امام علی است که حضرت در لابهلای خطبههای خویش، این فقرات را بر زبان آوردهاند.
نتیجه این که، تشویق مردم به دفاع از جان و شهر خویش و جهاد با دشمنان خدا و توبیخ مردم کوفه به خاطر فرارشان از صحنه جنگ و همچنین، بهانهجویی آنان برای فرار از جنگ، از جمله مواردی هستند که مطرح نمودن آنها باعث شده تا ادبیات حضرت متفاوتتر از بقیه موارد باشد.
٤ ـ ٧. تبلیغی
بیان فرایض الهی،[٣] تشریع احکام الهی،[٤] تاکید براتیان واجبات وترک محرمات،[٥] بیان فضائل اخلاقی و ویژگیهای جامعه اخلاقی، آن هم با لحنی دل سوزانه و مشفقانه،[٦] و بیان دهها مورد از آن چه که یک
[١]. همان، خطبه ٢٩.
[٢].همان، خطبه ١٠٠.
[٣].نهجالسعادة فی مستدرک نهجالبلاغة، ج ٧، ص ٩٦.
[٤].«... فَراقِبُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اتَّقُوهُ، وَ احْذَرُوا الْمَكْرَ وَ لا تُخادِعُوهُ، وَ تَقَرَّبُوا الَی اللَّهِ بِتَوْحیدِهِ، وَ طاعَةِ مَنْ امَرَكُمْ انْ تُطیعُوهُ، وَ لا تَضِلُّوا عَنْ سُبُلِ الرَّشادِ، بِاتِّباعِ اولئِک الَّذینَ ضَلُّوا وَ اضَلُّوا....» ( مستدرک نهجالبلاغة، ص٨٢).
[٥].«وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلَا رَبَّنا آتِهِمْ، ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذابِ» ( همان).
[٦].نهجالبلاغة، خطبه ١١٨.