مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠ - استیذان
یک نکته که باید در تفسیر این آیه متذکر شویم این است که کلمه «بیوت» جمع «بیت» به معنای اتاق است. در زبان عربی لغتی که به معنی «خانه» در اصطلاح امروز فارسی به کار میرود لفظ «دار» است. البته در قسمتی از نقاط ایران مانند خراسان کلمه «خانه» را نیز به اتاق اطلاق میکنند. به هر حال بیوت به معنای اتاقهاست و از اینجا چنین نتیجه گرفته میشود که استیذان مربوط به داخل شدن در اتاق اشخاص است نه به ورود در حیاط منزلها.
ولی باید توجه داشت که در بین اعراب چون در خانهها همیشه باز بود قهراً حیاط جنبه خصوصی پیدا نمیکرد و اگر کسی میخواست در خانه خود فرضاً لخت شود به داخل اتاق میرفت. ولی در جایی که حیاط حکم اتاق را پیدا کرده است- چنانکه الآن در زندگی ما اینطور است- زیرا در بسته است و دیوارها هم بلند است و اگرچه کاملًا مانند اتاق پناهگاه و خلوت شمرده نمیشود ولی بالأخره تاحدی جنبه خصوصی دارد، در چنین جاهایی حکم وجوب استیذان در حیاط هم جاری است.
در پایان آیه میفرماید: «ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ لَعَلَّکمْ تَذَکرونَ» یعنی این برای شما بهتر است (یعنی دستوری که به شما دادیم بیدلیل نیست، فلسفه دارد، مصلحت شما در آن است) باشد که متوجه شوید و مصلحت آن را دریابید.
سپس در آیه دوم میفرماید: اگر پس از استعلام و استجازه دریافتید که کسی در خانه نیست، وارد نشوید مگر اینکه به شما اجازه داده شود، مثلًا صاحب خانه کلید خانه را به شما بدهد یا خودش حضور داشته باشد و اجازه بدهد.
بعد میفرماید: «وَ اذا قیلَ لَکمُ ارْجِعُوا فَارْجِعوا» اگر صاحب خانه به شما گفت برگردید نمیتوانیم شما را بپذیریم، شما هم برگردید و ناراحت نشوید.
قبلًا گفتیم اعراب اجازه خواستن را ننگ میشمردند. و این از نادانی آنها بود، کما اینکه الآن هم در اجتماع ما نپذیرفتن وارد، هر چند به موجب عذری باشد، اهانت به وارد تلقی میشود و این از نادانی ماست. اگر کسی به در خانهای برود و صاحب خانه بگوید من الآن وقت ندارم شما را بپذیرم، به او برمیخورد و چه بسا قهر کند و هر جا بنشیند بگوید من رفتم به در منزل فلانی، مرا راه نداد. این هم یک نادانی و جهالت است.
ما باید دستور قرآن را در این باره به کار ببندیم. به کار بستن این دستور تکلّفات و ناراحتیهای زیادی را از ما دور میسازد. یک سلسله دروغها و خلاف گوییها معلول