مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٤٥ - بحران ناشی از محرومیت زنان بی شوهر
خیانت به بشریت است، زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست. اگر مطلب به پامال شدن حقوق عدهای از زنان ختم میشد باز قابل تحمل بود. بحرانی که از این راه عارض اجتماع میشود از هر بحران دیگر خطرناکتر است، همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدستر است.
زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم میماند یک موجود زنده است با همه عکس العملهایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان میدهد، یک انسان است با همه عوارض روانی و عقدههای روحی در زمینه ناکامیها، زن است با همه نیرنگهای زنانه، دختر حوّاست با قدرت کامل «آدم فریبی».
او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای «روز مبادا» ذخیره کنند، خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند.
بلی، او یک موجود زنده است، یک انسان است، یک زن است؛ نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد. او خواهد گفت:
سخن درست بگویم نمیتوانم دید | که میخورند حریفان و من نظاره کنم | |