مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - تاریخچه مهر
همسر و معشوقه انتخاب کنند. از این رو برای انتخاب همسر به میان قبایل دیگر میرفتهاند. در آن دورهها مرد به نقش خویش در تولید فرزند واقف نبوده است؛ یعنی نمیدانسته که آمیزش او با زن در تولید فرزند مؤثر است. فرزندان را به عنوان فرزند همسر خود میشناخته نه به عنوان فرزندان خود. با اینکه شباهت فرزندان را با خود احساس میکرده نمیتوانسته علت این شباهت را بفهمد. قهراً فرزندان نیز خود را فرزند زن میدانستهاند نه فرزند مرد، و نسب از طریق مادران شناخته میشد نه از طریق پدران. مردان موجودات عقیم و نازا به حساب میآمدهاند و پس از ازدواج به عنوان یک طفیلی- که زن فقط به رفاقت با او و به نیروی بدنی او نیازمند است- در میان قبیله زن بسر میبرده است. این دوره را دوره «مادرشاهی» نامیدهاند.
دیری نپایید که مرد به نقش خویش در تولید فرزند واقف شد و خود را صاحب اصلی فرزند شناخت. از این وقت زن را تابع خود ساخت و ریاست خانواده را به عهده گرفت و به اصطلاح دوره «پدرشاهی» آغاز شد.
در این دوره نیز ازدواج با همخون جایز شمرده نمیشد و مرد ناچار بود از میان قبیله دیگر برای خود همسر انتخاب کند و به میان قبیله خود بیاورد. و چون همواره حالت جنگ و تصادم میان قبایل حکمفرما بود، انتخاب همسر از راه ربودن دختر صورت میگرفت؛ یعنی جوان دختر مورد نظر خویش را از میان قبیله دیگر میربود.
تدریجاً صلح جای جنگ را گرفت و قبایل مختلف میتوانستند همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند. در این دوره رسم ربودن زن منسوخ شد و مرد برای اینکه دختر مورد نظر خویش را به چنگ آورد، میرفت به میان قبیله دختر، اجیر پدر زن میشد و مدتی برای او کار میکرد و پدر زن در ازای خدمت داماد، دختر خویش را به او میداد و او آن دختر را به میان قبیله خویش میبرد.
تا اینکه ثروت زیاد شد. در این وقت مرد دریافت که به جای اینکه سالها برای پدر عروس کار کند، بهتر این است که یکجا هدیه لایقی تقدیم او کند و دختر را از او بگیرد.
این کار را کرد و از اینجا «مهر» پیدا شد.
روی این حساب در مراحل اولیه، مرد به عنوان طفیلی زن زندگی میکرده و خدمتکار زن بوده است. در این دوره زن بر مرد حکومت میکرده است. در مرحله بعد که حکومت به دست مرد افتاد، مرد زن را از قبیله دیگر میربوده است. در مرحله سوم مرد برای اینکه زن را به چنگ آورد به خانه پدر زن میرفته و سالها برای او کار