مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٣ - عشق و عفت
پیری و نزدیکی مرگ را ملایم و مطبوع سازد. کسانی که عشق را فقط میل و رغبت میدانند فقط به ریشه و ظاهر آن مینگرند. روح عشق حتی هنگامی که اثری از جسم بجا نمانده باشد باقی خواهد بود. در این ایام آخر عمر که دلهای پیر از نو با هم میآمیزند، شکفتگی معنوی جسم گرسنه به کمال خود میرسد.» [١]
با همه اختلافی که میان این دو نوع عشق وجود دارد و یکی مشروط به هجران است و دیگری به وصال، یکی از نوع ناآرامی و کشش و شور است و دیگری از نوع آرامش و سکون، در یک جهت مشترکند: هر دو گلهای باطراوتی میباشند که فقط در اجتماعاتی که بر آنها عفاف و تقوا حکومت میکنند میرویند و میشکفند. محیطهای [اشتراکی] جنسی یا شبه اشتراکی جنسی نه قادرند عشق به اصطلاح شاعرانه و رمانتیک به وجود آورند و نه میتوانند در میان زوجین آنچنان صفا و رقّت و صمیمیت و وحدتی- که بدان اشاره شد- به وجود آورند.
[١]. لذات فلسفه، ص ١٣٤