مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٠ - عشق و عفت
میسازد.» [١]
عجبا! آقای راسل در اینجا دم از اخلاقیات میزند. مقصود او از اخلاقیات چیست؟ او که عفت و تقوا را محکوم میکند، حتی ازدواج را مانع عشق بلکه مانع هیچ گونه تمتع از غیر همسر شرعی و قانونی نمیداند و معتقد است که زن فقط باید کاری بکند که از غیر همسر قانونی باردار نشود، او که زنا را جز درصورت عنف و یا درصورتی که صدمه جسمی برطرف وارد شود مجاز میشمارد! او که اخلاق را جز تطبیق کردن و هماهنگ ساختن منافع خود با اجتماع نمیداند، او که چنین فکر میکند چه تصور صحیحی از اخلاقی که مانع و رادع تمایلات جنسی و پرورش دهنده احساسات لطیف عشقی باشد دارد؟!.
به هر حال، آنچه مسلّم است این است که محیطهای اشتراکی جنسی یا شبه اشتراکی که آقای راسل و امثال او پیشنهاد و آرزو میکنند، کشنده عشق به مفهومی است که فیلسوفان از آن دم میزنند و آن را اوج حیات و حد اعلای شور زندگی میخوانند، از او به عنوان معلم و مربی، الهام بخش و کیمیا یاد میکنند و کسی را که همه عمر از آن بینصیب مانده است لایق انسانیت نمیشمارند.
یادآوری دو نکته لازم است. یکی اینکه تفکیک عشق از شهوت و اینکه عشق، هم از لحاظ کیفیت، هم از لحاظ هدف با شهوت حیوانی و جنسی مغایر است، از آن جمله مسائل روحی است که با اصول ماتریالیستی سازگار نیست ولی به هر حال مورد قبول کسانی است که در مسائل روحی مادی فکر میکنند. راسل یک جا اعتراف میکند که:
«عشق چیزی بالاتر از میل به روابط جنسی است.» [٢]
در جای دیگر میگوید:
[١]. همان، ص ٦٤[٢]. همان، ص ٦٢