مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٧ - آشفتگی غرایز و میلها
تجلی میکند.
اصل بالا در موضوع زیانهای سرکوب کردن غرایز، از نوع کشفیات فوق العاده باارزش روانی است و در ردیف ارزنده ترین موفقیتهای بشر است.
مردم غالباً به واسطه انس به محسوسات و آشنایی بیشتر با آنها، برای کشفیاتی ارزش زیاد قائل میشوند که در زمینه امور فنی و صنعتی و استخدام قوای طبیعت بی جان صورت گرفته باشد، اما کشفیاتی که در زمینه مسائل روانی و روحی صورت میگیرد کمتر مورد توجه عامه مردم میتواند قرار بگیرد، ولی از نظر مردم دانشمند و آگاه اهمیت مطلب محفوظ است.
هرچند کم و بیش در حکمتهایی که از گذشتگان به یادگار مانده و بالأخص در آثار اسلامی نشانههای زیادی از توجه به این حقیقت دیده میشود و عملًا بسیاری از معلمان و مربیان اخلاق از آن استفاده میکردهاند، اما بهطور مسلّم اثبات علمی این حقیقت و کشف قوانین مربوط به آن از موفقیتهای علمی قرن اخیر است.
اکنون ببینیم این اصل چگونه مورد استفاده قرار گرفت؟ آیا مانند کشفیات پزشکی مثلًا پنی سیلین مورد استفاده قرار گرفت؟ متأسفانه پیچیدگی و چندجانبه بودن مسائل روانی از یک طرف و ارتباط موضوع و تمایلات بشر که خواه ناخواه در کورکردن بصیرت تأثیر دارد از طرف دیگر، نگذاشت آن استفادهای که باید بشود صورت گیرد، بلکه خود این اصل بهانه و وسیلهای شد در جهت مخالفت یعنی برای اینکه موجبات سرکوب شدن غرایز و پیدایش آثار خطرناک روانی و اجتماعی ناشی از آن خصوصاً در زمینه امور جنسی بیشتر فراهم گردد؛ بر عقدهها و تیرگیهای روانی افزوده گردد؛ آمار بیماریهای روانی، جنونها، خودکشیها، جنایتها، دلهرهها و اضطرابها، یأسها و بدبینیها، حسادتها و کینهها به صورت وحشتناکی بالا رود؛ چرا؟ برای اینکه سرکوب نکردن غرایز به معنی آزاد گذاشتن میلها، و آزاد گذاشتن میلها به معنی رفع تمام قیود و حدود و مقررات تفسیر شد.
پس از آنکه قرنها علیه شهوت پرستی به عنوان امری منافی اخلاق و عامل برهم زدن آرامش روحی و مخل به نظم اجتماعی و به عنوان نوعی انحراف و بیماری توصیه و تبلیغ شده بود، یکباره ورق برگشت و صفحه عوض شد؛ جلوگیری از شهوات و پابند بودن به عفت و تقوا و تحمل قیود و حدود اخلاقی و اجتماعی، عامل برهم زدن آرامش روحی و مخل به نظم اجتماعی و از همه بالاتر امری ضداخلاق و تهذیب نفس