مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥٢ - آیا اخلاق اسلامی با رشد طبیعی استعدادها مباین است؟
مفهوم لغت «تربیت» که از قدیم برای این مقصود انتخاب شده است همین معنی را میرساند. لغت «تربیت» مفهومی جز پروراندن ندارد. علیهذا بحث در این نیست که آیا باید استعدادها را پرورش داد یا نه؟.
بحث در این است که راه صحیح پرورش طبیعی استعدادهای بشر که به هیچ نوع آشفتگی و بینظمی و اختلال منجر نشود چیست؟.
ما ثابت میکنیم که رشد طبیعی استعدادها و از آن جمله استعداد جنسی تنها با رعایت مقررات اسلامی میسر است و انحراف از آن سبب آشفتگی و بینظمی و حتی سرکوبی و زخم خوردگی این استعداد میگردد. اکنون لازم است نظری به منطق اسلام در زمینه اخلاق و تربیت به طورکلی و اجمال بیفکنیم.
برخی کوته نظران میپندارند که اخلاق و تربیت اسلامی با رشد طبیعی استعدادها مباین است و بر اساس جلوگیری و منع آنها بنا شده است. اینان تعبیرات اسلامی را در زمینه تهذیب و اصلاح نفس بهانه و مستمسک قرار دادهاند. در قرآن کریم پس از چندین سوگند، به صورت مؤکدی میفرماید: «قَدْ افْلَحَ مَنْ زَکیها» [١] یعنی به حقیقت رستگار شد آن کس که نفس خویش را پاکیزه کرد.
از این جمله فهمیده میشود که اولًا قرآن کریم آلوده شدن ضمیر انسان را ممکن میشمارد، و ثانیاً پاکیزه کردن ضمیر را از آن آلودگیها در اختیار خود شخص میداند، و ثالثاً آن را لازم و واجب میشمارد و سعادت و رستگاری را در گرو آن میداند.
این سه مطلب هیچ کدام قابل انکار نیست. هیچ مکتب و روشی نیست که نوعی آلودگی را در روان و ضمیر انسان ممکن نشمارد و به پاکیزه کردن روان از آن آلودگی توصیه نکند. ضمیر انسان مانند ترکیبات بدنی او اختلال پذیر است. انسان آن اندازه که از ناحیه شخص خود در اثر آلودگیها و اختلالات روحی آزار میبیند از ناحیه طبیعت یا انسانهای دیگر آزار نمیبیند؛ لهذا رستگاری انسان بدون پاکی و تعادل روانی میسر نیست. در آنچه مربوط به این تعبیر قرآنی است جای شبهه نمیباشد.
در قرآن کریم تعبیر دیگری هست که نفس انسان را با صفت «امّارةٌ بالسّوء» (فرمان دهنده به شر) توصیف میکند. این تعبیر این پرسش را پیش میآورد که آیا از نظر قرآن کریم طبیعت نفسانی انسان شریر است؟ (اگر قرآن از جنبه فلسفه نظری،
[١]. شمس/ ٩