مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٩ - پاسخهای استاد
«پس وقتی ایشان را دیدی بگو: حال من وقتی تو به دیدن من آمدی مانند حال تو بود وقتی میخواهی برای ایراد سخنرانی آماده شوی. من دلم میخواست وقتی با هم ملاقات کنیم که حواس من جمع باشد و با هم صحبت کنیم و در آن موقع من مطالعه داشتم و میخواستم برای درس بیایم.».
پس از مدتی من آن شخص را ملاقات کردم و معذرت خواهی آیة اللَّه بروجردی را ابلاغ کردم، و شنیده بودم که بعضی از افراد وسوسه کرده بودند و به این مرد محترم گفته بودند: تعمدی در کار بوده که به تو توهین شود و تو را از در خانه برگردانند. من به آن مرد محترم گفتم:
آیة اللَّه بروجردی میخواستند به دیدن شما بیایند و چون مطلع شدند که شما حرکت کردید معذرت خواهی کردند.
آن مرد جملهای گفت که برای من جالب بود. گفت:
«نه تنها به من یک ذره برنخورد، بلکه خیلی هم خوشحال شدم؛ زیرا ما اروپاییها را میستاییم که مردمی صریح هستند و رودرواسیهای بیجا ندارند. من که قبلًا از ایشان وقت نگرفته بودم، غفلت کرده در وقت نامناسبی رفته بودم. من از صراحت این مرد خوشم آمد که گفت حالا من کار دارم. آیا این بهتر بود یا اینکه با ناراحتی مرا میپذیرفت و دائماً در دلش ناراحت بود و با خود میگفت این بلا چه بود که بر من نازل شد، وقت مرا گرفت و درس مرا خراب کرد؟! من بسیار خوشحال شدم که در کمال صراحت و رُک گویی مرا نپذیرفت. چقدر خوب است مرجع مسلمین اینطور صریح باشد.».
ستایش اروپاییها در این داستان پسندیده نیست؛ گویی اروپایی ضرب المثل فضیلت قرار داده شده است و آیة اللَّه بروجردی همچون ایشان.
پاسخ اروپاییها ضرب المثل فضیلت نیستند، خود این کتاب و سایر آثار نویسندهاش همیشه از آنها انتقاد کرده است، ولی ضرب المثل صراحت و نظم هستند و ما هم نباید به خاطر اینکه آنها را دشمن داریم انکار کنیم؛ وَلا یجْرِمَنَّکمْ شَنَانُ قَوْمٍ عَلی